اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۲۷

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن اخبار من بلغ

جلسه ۳۲۷

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • بیان چند مطلب راجع به اخبار «مَن بَلَغ»

  • چند مطلب راجع به بحث‌های گذشته مطرح می‌شود؛ مطلب اول اینکه آیا این اخبار «مَن بَلَغ» اثبات بلوغ را برای شخص مکلف می‌کنند یااینکه اگر مجتهد به روایت مشمول اخبار «مَن بَلَغ» برسد مقلّد او می‌تواند همان آثاری را که خود مجتهد مترتب می‌کند او هم مترتب کند؟

  • گفته شده است که نسبت به مقلّد بلاغ و بلوغ صدق نمی‌کند به‌جهت اینکه روایتِ استحباب، به رؤیت و به مشاهدۀ یا به سمع مجتهد رسیده است اما به سمع عامی و مقلّد که نرسیده است و اینکه بعضی‌ها می‌گویند که مجتهد از مقلّد نیابت دارد، این نیابت در جایی ثابت نشده است. زیرا آنچه که برای ثبوت تقلید می‌توان گفت، عبارت از فتاوای بتّیه‌ای است که جاهل به حکم عقل و به دلیل نقل باید نسبت به آن فتاوای مجهوله به عالم مراجعه کند. اما نسبت به خصوصِ این موارد، دلیلی بر نیابت وجود ندارد.

  • اگر کسی این‌طور بگوید که بله، اگر مجتهد در رسالۀ عملیه خود، آن فتوای به استحباب را بدهد در واقع فتوای به استحباب به دلیل إنّ کشف از علّیت استحباب و علّیت فتوا می‌کند که چون مجتهد به این روایت مستحب ظفر پیدا کرده است و به شهود او رسیده است از این نقطه‌نظر خب طبعاً حکایت این مسئله به لسان فتوا و به فتوای به استحباب مطرح می‌شود. پس در واقع برای مقلّد هم بلاغ ثابت است.

  • در واقع مجتهد دو عمل انجام می‌دهد؛ اول فتوای به استحباب می‌دهد، دوم به‌واسطۀ فتوای به استحباب، حکم به بلوغ ثواب می‌کند و این بلوغ ثواب را به سمع و به بصر مقلّد می‌رساند و علیٰ‌هذا دیگر اشکال در اینجا منتفی است.

  • ممکن است این‌طور بگوییم که از آنجایی که ممکن است مجتهد در اول رسالۀ عملیه‌اش بنویسد: کُلّ ما اُفتی بِهِ فهو إمّا صادراً عن روایةٍ و سندٍ قطعیٍ أو سندٍ و روایةٍ ضعیف و علیٰ هذا این به‌عنوان حکم عام برای بَلاغ و بلوغ مطرح می‌شود. مرحوم صدوق هم همین کار کرده است؛ فتاوای مرحوم صدوق در مَن لا یَحضر می‌گویند که در حکم روایت است یعنی همان روایات را به‌عنوان فتوا ذکر می‌کند. این‌هم همین‌طور است.