جلسه ۳۲۸
توضیحات:
مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ
جلسه ۳۲۸
10خب این مشخص است عبدی که میآید اطاعت مولا را میکند شرایط اطاعت را احراز کرده است که میآید اطاعت میکند نهاینکه عبد در هرجا بهصرف اینکه احتمال میدهد اطاعت مولا است، انجام بدهد بلکه بعد از احراز شرایط اطاعت و بعد از احراز رضایت مولا میآید اطاعت میکند و بعد که کشف خلاف میشود باز مولا او را مدح میکند. کجا در سیرۀ عقلائیه هست که صرف اینکه عبد نشسته است و چپقش را هم به دهانش انداخته است و دارد چُپق میکشد یکدفعه به ذهنش میآید که این قضیه مورد رضای مولا است و میرود انجام میدهد، او را مدح کنند؟! بیخود میکند برود انجام بدهد! چه کسی گفته است؟! پدرش را هم درمیآورد و میگوید که به چه دلیل رفتی و انجام دادی؟! تو غلط کردی! مگر از من شنیدهای؟! میگوید که نه، من به خیالم آمد، مولا میگوید که بیخود به خیالت آمد، شاید خیلی چیزها در خیال تو بیاید حالا باید بروی و انجام بدهی؟! ... حالا یک کاری بکند که رضایت مولا جلب بشود آنوقت دیگر کار به جاهای خیلی باریک میکشد. میگوید که خواستم رضایت تو را جلب کنم لذا به نظرم اینطور آمد.
الآن این قضیه به ذهنم آمد که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ میگفتند که ما دبیرستان بودیم یک معلم داشتیم که او خیلی آدم کوتاهی بود و عریض الوساده1 بود ـ مطوّل که خواندهاید؟! ـ خیلی گردن پهنی داشت و خیلی مربع بود! در مدرسه همه جور آدم بودند، میگفتند که ما نشسته بودیم یکدفعه دیدیم صدایی آمد تَق! نگاه کردیم دیدیم که یکی از بچهها محکم پس گردن این معلم خواباند و او روی زمین افتاده است، بلند شد از مدرسه بیرونش کردند بعد دوباره با وساطت آمد. گفتیم که خب چرا اینطور کردی؟! گفت که والله او آمد وقتی که داشت برمیگشت همین که برمیگشت یکدفعه از پس گردنش خوشم آمد و به خیالم آمد که بزنم! از عقب پس گردن بیچاره خوابانده بود و او روی زمین افتاده بود! خب خیال است دیگر، یکدفعه به خیالش میآید! به صرف خیال که نمیشود کار انجام داد! اینکه به خیال آدم بیاید باید رجحان داشته باشد. إنشاءالله بقیهاش برای جلسۀ بعد باشد.
- . عریض الوسادة: کنایه از اینکه پشت گردن شخصی پهن است. (محقق)

