اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ

جلسه ۳۲۸

توضیحات:

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن سه نظریه راجع به کیفیت اخبار من بلغ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۲۸

8
  • اخبار «مَن بَلَغ» چه می‌گویند؟ اخبار «مَن بَلَغ» اصلاً کاری به ادلّۀ حجیت خبر واحد و عدم ادلّۀ حجیت خبر واحد ندارند. اخبار «مَن بَلَغ» به عبارت امروزی در زیرمجموعۀ ادلّۀ حجیت قرار دارند؛ وقتی که ما با ادلّۀ حجیت خبر واحد حجیت این امارۀ کذایی را ثابت می‌کنیم حالا اخبار «مَن بَلَغ» در این زمینه و در این ظرف می‌آیند بیان می‌کنند و می‌گویند که اگر این حجیت در اینجا ثابت شد ولو مخالف با واقع باشد به تو ثواب می‌دهند درصورتی‌که عمل بکنی. پس این در تحت آن قرار می‌گیرد و هیچ منافاتی هم باهم دیگر ندارند.

  • بنابراین این جهت اولیٰ که در تقریر اخبار «مَن بَلَغ» ذکر شده است قطعاً توسعۀ در ادلّۀ حجیت خبر واحد نیست بلکه بلوغ در اینجا نفس بلوغ در حجیت اماره است و در اینجا هیچ‌گونه مسئله و توفیری ندارد.

  • اما آن تقریر دوم اینکه استفادۀ استحباب شرعی به‌عنوان فرع شرعی و فقهی نه به‌عنوان یک اصل اصولی و یک موضوع قاعدۀ اصولی در اینجا باشد که آقای خوئی و بِالتَّبع ایشان شاگردان ایشان ـ ظاهراً مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه هم که در این قضیه حاشیه‌ و اشکالی در اینجا وارد نکردند و به نظر می‌رسد که همین را تأیید کردند اما در آخر به یک نحو دیگری مسئله را توجیه می‌کنند که إن‌شاء‌الله بعداً آن را عرض می‌کنیم ـ بیان کردند این است که این اخبار «مَن بَلَغ» اینها در مقام جعل استحباب شرعی هستند، درقبال استحباب واقعی و نفسی یعنی همان‌طور که مؤدّای اماره دالّ بر یک استحباب واقعی است ...، «مَن صَلّی بالبیت فَلَهُ هذا الثواب»1 «مَن طاف بالبیت فلهُ هکذا»2 «مَن دعا یومَ العرفة لَأُخرِجَنَّهُم مِنَ الذُّنوبِ كَیَومِ وَلَدَتهُم أُمَّهاتُهُم »3 من‌باب‌مثال. خب این روایات فرعی، روایاتی که دالّ بر احکام فرعیّۀ فقهیّه هستند، چطور دلالت بر احکام نفس‌الأمریه می‌کنند که بر موضوعات نفس‌الأمریه مترتب هست، این اخبار «مَن بَلَغ» هم طبق تقریر آقای خوئی دلالت می‌کند بر جعل احکام ثانوی درقبال موضوعات ثانوی نه موضوعات واقعی؛ یک موضوعات واقعی داریم مثل دعایی که از معصوم است که این موضوع، موضوع واقعی است و احکام واقعی و احکام نفسیّه هم بر آن مترتب است، و یک موضوعات هم موضوعات جعلی است ...

    1. . الكافي، ج ‌4، كتابُ الحَجِّ، بابُ فَضلِ الطَّوافِ، ص 411،‌ ح 1:
      عَلیِّ بنِ مَیمونٍ الصّائِغِ قالَ: قَدِمَ رَجُلٌ عَلَى عَلیِّ بنِ الحُسَینِ عَلَیهِما السَّلامُ فَقالَ: قَدِمتَ حاجّاً؟ فَقالَ: نَعَم، فَقالَ: أ تَدری ما لِلحاجِّ؟ قالَ: لا، قالَ: مَن قَدِمَ حاجّاً وَ طافَ بِالبَیتِ وَ صَلَّى رَكعَتَینِ كَتَبَ اللهُ لَهُ سَبعینَ ألفَ حَسَنَةٍ وَ مَحا عَنهُ سَبعینَ ألفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ سَبعینَ ألفَ دَرَجَةٍ وَ شَفَّعَهُ فی سَبعینَ ألفَ حاجَةٍ وَ كَتَبَ لَهُ عِتقَ سَبعینَ ألفَ رَقَبَةٍ قیمَةُ كُلِّ رَقَبَةٍ عَشَرَةُ آلافِ دِرهَمٍ.»
      ترجمه: «على بن ميمون صائغ گويد: مردى به خدمت امام سجّاد عليه‌السّلام شرفياب شد. حضرت فرمود: آمدى حج بگزارى‌؟ گفت: آرى. حضرت فرمود: آيا مى‌دانى چه ثوابى براى حاجى است‌؟ گفت: نه. فرمود: هركه براى انجام حج بيايد و طواف بيت نمايد و دو ركعت نماز گزارد خداوند بر او هفتاد هزار حسنه مى‌نويسد، هفتاد هزار گناه از او محو مى‌كند، هفتاد هزار درجه او را بالا مى‌برد، هفتاد هزار حاجت او را مى‌پذيرد و ثواب هفتاد هزار آزاد كردن بنده را براى او مى‌نويسد كه ارزش هر بنده ده هزار درهم است.» (محقق)
    2. . همان.
    3. . تنبيه الغافلين، ج 1، بابٌ فی فَضلِ الحَجِّ، ص 489.
/ 0