جلسه ۳۲۹
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
تسامح، اصل و اساس مسئلۀ تقبّل نوروز بهعنوان عید
قضیۀ نوروز و اختلافی که فقهاء در این مطلب داشتند، در طول تاریخ اقوال بعد از اسلام و نقل اقوال مختلفه از این قضیه، در نتیجه بحث راجع به تسامح در ادلّۀ سنن و کیفیت نظر اسلام در قبال عقاید و سنن ماقبل شرع که بهعنوان سنن جاهلی معروف است. بحث راجع به تسامح که اصل و اساس مسئلۀ تقبّل نوروز بهعنوان عید مطرح است ناشی از عدم حجیت سندی و اضطراب متن در روایاتی است که راجع به مسئلۀ نوروز آمده است.
بسیاری از فقهاء روایت مستندٌ علیها نوروز را که روایت معروف و مشهور معلّیٰ است از نقطهنظر سند حجت نمیدانند حالا راجع به سندش إنشاءالله در جلسۀ آینده صحبت میشود و بعد اللَّتیا و التّی دلیل برای این قضیه و تقبّل نوروز بهعنوان عید مسئلۀ تسامح را مطرح میکند. خود اصل تسامح براساس یک روایتی است که آن روایت به طرق مختلفهای نقل شده است و همه دارای یک مضمون است که حالا روایتش را هم إنشاءالله میخوانیم که «مَن بَلَغَه شَیءٌ مِن الثَّواب عَلی شیء من الخیر فَعمل به کان أجر ذلک و إن کان النّبی صلی الله علیه و اله و سلّم لم یقله»1 این مضمون روایتی است که به طرق مختلف نقل شده است.
حالا مسئلۀ اصلی قبل از بحث راجع به روایت «مَن بَلَغ» و محدودۀ دلالت آن راجع به خود روایاتی است که دربارۀ نوروز آمدهاند. اول ما باید این روایتها را یک مروری بکنیم. البته نباید خیلی روی آن دقت و تأمّل کنیم بلکه فقط یک نظرۀ اجمالی میکنیم. آن موردی را که بعضیها خواستند بهواسطۀ آن مورد، تأیید شارع را نسبت به عید نوروز قائل بشوند، ما فقط روی آن موارد تکیه میکنیم تااینکه به روایت اصلی که روایت معلّیٰ است بپردازیم.
میخواستم به مفتاح الکرامه مراجعه کنم یکمرتبه یادم آمد که مجموعهای دارم که مجموعۀ خوبی است خیلی وقت است این را خوانده بودم در کتابخانه گشتم و پیدا کردم و در همین روز جمعه که به مسافرت رفته بودم این را با خودم بردم و همهاش را خواندم دیدم اتفاقاً مطالب خوبی دارد و اتفاقاً نظریۀ آن مقرّر یا محشّی هم نظریۀ خوبی است و نکاتی را که تذکر میدهد همان چیزی است که به نظر میرسد.
- . جهت اطلاع بیشتر از چگونگی احادیث «مَن بَلَغ» رجوع شود به مطلع انوار، ج 7، ص 665.

