جلسه ۳۳۰
توضیحات:
بحث نوروز 2. بررسی دلالت و سند روایات نوروز(2)
جلسه ۳۳۰
8هفت روایت دیگر این است که کسی که یک عمل خیری را که بر آن ثواب است انجام بدهد و بعد از انجام دادن یکمرتبه متوجه میشود یا شک در او پیدا میشود و احتمال میدهد که این خبر، خبر ضعیفی است و لَم یَکُن الأمرُ کما بَلَغ، در اینجا خدا به او ثواب میدهد.
پس در واقع در ابتدای امر بهجهت ثواب انجام نمیدهد، یعنی التماسِ ذَلک الثَّواب. در ابتدای امر میبیند یک امری آمده است و فرض کنید که یک روایتی مثل سایر روایات آمده است و به او عمل میکند یعنی بیان و کیفیت این روایات در مقامِ تشویق بر عمل نیست، در مقام اتیان عبد است آن فعل را بر این ترتّب ثواب بعد العمل. مانند شخص محسن در مقام احسان بعد از انجام فعلی که درعقل و تخیل و تصورش این بود که عمل، عمل صحیحی است و بعد متوجه میشود که عمل، عمل خلاف بوده است. چطور میگوییم که ترتب ثواب است؟! در اینجا حُسن فاعلی مطرح است نه حسن فعلی، درمقابلش هم شخص متجری است که بر تجری بر عمل خلاف و بعد انکشاف عمل صحیح است که ما هم در اینجا به قبح فاعلی قائل بودیم و مسئله هم در اینجا همینطور است. یعنی این هفت حدیث میخواهند مقام عبد را بعد از اتیان عمل توضیح بدهند نهاینکه در این هفت حدیث ترغیب و حث و تشویق بر فعل است به استثنای این دو حدیث که در این دو حدیث تشویق است؛ «التماسِ ذَلک الثَّواب» یا «فَفَعل ذلک طَلبَ قَول النَّبی».
اطلاق روایت «مَن بَلَغهُ عَن النَّبی شَیءٌ مِن الثَّواب فَعَمِلهُ»
مرحوم آخوند این دو روایت را جدا کردهاند و آنچه که به نظر میرسد این تفصیل، تفصیل در غیر محل است و تفصیل صحیح نیست بهجهت اینکه در «مَن بَلَغَهُ عَن النَّبی شَیءٌ مِن الثَّواب فَعَمِلهُ» اطلاق دارد و هم به جنبۀ قبل العمل این فاعل نظارت دارد و ناظر است و هم به جنبۀ بعد العمل نظارت دارد. «مَن بَلَغَهُ عَن النَّبی شَیءٌ مِن الثَّواب فَعَمِلهُ» این فاء، فاء تفریع است یعنی این عمل پس از بلوغ مترتّب شده است چطور مرحوم آخوند میگویند که این روایات ناظر به بعد العمل است و تشویق و ترغیب و حث در این روایات نیست و فقط در این دو روایت هست؟!1 خلاف ظهور بلکه خلاف نصّ است الاّ اینکه در این دو روایت توضیح بیشتر هست و از این نقطهنظر اشکالی ندارد.
- . همان.

