جلسه ۳۳۰
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
از جملۀ روایات نوروز که قابل استناد بود، فقط روایت معلّیٰ بود که البته عرض شد فعلاً در سند روایت معلّیٰ صحبت نمیکنیم که سندش محل اشکال است ولی دو اشکال نسبت به خود متن و مفاد این روایت عرض شد و فعلاً بحث راجع به روایت معلّیٰ و کیفیت تطبیق آن با سایر روایات را به بحث بعد موکول میکنیم. فعلاً بحث معروف تسامح در ادلّۀ سنن را که متعارف و مشهور بین فقها و اصولیین هست مطرح میکنیم. خیال میکنم که بعد از فراغ از بحث تفسیر و توجیه قاعدۀ تسامح در ادلّۀ سنن، دیگر خیلی برای بحث در روایات نیاز به بیان و تفسیر دیگری نباشد.
مرحوم شیخ در رسائل این مسئله را مطرح کردند1 و همینطور مرحوم آخوند هم نسبت به این مسئله بحث کردهاند.2 و بحث مفصّل آن از مرحوم مجلسی در مرآت العقول است3 که رفقا اگر خواستند به همان بحث مرحوم مجلسی مراجعه کنند. مستند ادلّۀ تسامح در ادلّۀ سنن روایاتی است که مرحوم شیخ حُر در اول مقدمات عبادات نُه روایت را ذکر میکند و این نُه روایت که تقریباً همه به یک مضمون هستند دلالت بر ترتّب ثواب بر بلوغ خبری میکنند که شخص مکلف مبادرت به اتیان آن فعل کند4 و إن لَم یَکُن الحَدیث یا الأمر عَلی ما بَلَغه.
ذکر و بررسی روایات «مَن بَلَغ»
روایت اول: روایتی از مرحوم صدوق است در کتاب ثواب الأعمال، [صاحب وسائل] نقل میکند و روایت، روایت صحیح و موثّقی است:
محمد بن علی بن بابویه فی كتاب ثواب الأعمال عن أبیه، عن علی بن موسى، عن أحمد بن محمد، عن علی بن الحكم، عن هشام، عن صفوان، عن أبیعبدالله علیهالسّلام قال: مَن بَلَغَهُ شَیءٌ مِنَ الثَّوابِ على شَیءٍ مِنَ الخیرِ فَعَمِلَهُ كانَ لَهُ أجرُ ذَلِكَ وَ إن كان رَسولُ اللهِ صلّی الله و علیه و آله و سلّم لَم یَقُله.
- . فرائد الأصول، ج 2، ص 153 ـ 158.
- . كفاية الأصول، ص 352.
- . مرآة العقول، ج 8، ص 112 ـ 119.
- . وسائل الشیعه، ج 1، أبواب مقدمة العبادات، باب 18 ـ بابُ استِحبابِ الإتیانِ بِكُلِّ عَمَلٍ مَشروعٍ رویَ لهُ ثَوابٌ عَنهُم علیهمالسّلام، ص 80.

