جلسه ۳۳۲
3لزوم حمل فعل در جملۀ جزائیه بر انشاء برای جلوگیری از لغویت
یااینکه فرض کنید در جملات جزائیه دارد که مَن نَسیَ جُزءٌ مِن الصَلاةِ أعادَه، این أعادَ باید فَلیُعید یا فَلیُعِده یا أعِده باشد. چرا؟ بهجهت اینکه اگر در اینجا أعادَه به معنای اخبار باشد؛ اعاده میکند یا اعاده کرده است، در اینجا احتمال کذب است و شاید اعاده نکند. بنابراین در جملۀ جزائیه قطعاً باید آن فعل ـ چه مستقبل و چه ماضی ـ حمل بر انشاء باشد تااینکه مسئله از لغویت خارج شود.
اما جملات شرطیه که مقدّم باشد مانند مانحنفیه «مَن بَلَغَهُ ثوابٌ عَلی فِعلٍ فَفَعَلَهُ» که این «فَفَعَلَه» در مقدّم از جملۀ شرطیه قرار گرفته و در تالی و جزا قرار نگرفته است. خب این «فَفَعَلَهُ؛ انجام بدهد» اگر به معنای امر و انشاء واقع نشود اشکالی لازم نمیآید. «مَن بَلَغَهُ فَفَعَلَهُ»؛ کسی که به او برسد انجام بدهد. خب اشکالی لازم نمیآید و احتمال کذبی در اینجا نیست تا برای دفع احتمال کذب مجبور بر حمل بر انشاء در اینجا باشیم
بنابراین فَفَعل در اینجا به معنای خودش است؛ فَفَعَلَهُ یا یَفعَلهُ. بعد مثلاً در اینجا داریم که اللهُ یُؤجِرها یا یُعطی الثَّواب کَذا؛ خدا به او این اجر را خواهد داد. در اینجا چون فَعَلَ عطف بر مَن بَلَغهُ هست، به معنای مقدّم برای جملۀ شرطیه در اینجا واقع میشود یا واقع شده است.
بنابراین این در اینجا دلالت بر امر نمیکند و سابقه هم ندارد که غیر از این در جملات استینافیه ـ مَن فَعَلَهُ ـ فعل ماضی در مقام انشاء استعمال بشود. این فعل، فعل مضارع است، آنچه که بوده، سابقه نداشته است که در اشکال مستشکل در اینجا فعل ماضی بیاید. بنابراین در اینجا قطعاً این فَعَلَ به معنای اخبار است و دلالت بر انشاء که فَلیَفعل باشد نمیکند.
حالا اگر شخصی بگوید که روایاتی داریم و در این روایات همینطور هست مثلاً روایت مَن زار الحُسین حافیاً وَ لَهُ أجراً کذا و یُعطی هذا الثواب1 خب این دلالت میکند که زُرِ الحُسَین حافیاً، مَن زارَ در اینجا مبدّل به انشاء میشود بااینکه در اینجا جمله مقدّم از جملۀ شرطیه است، چطور میشود؟! در اینجا جوابی که میدهند این است که در اینجا خود ثواب مترتب بر حافیاً هست نهاینکه به آن فعل بهواسطۀ بلوغ ثواب مترتب بشود، برای نفس خود فعل ثواب است. ما میخواهیم جدای از این مسئله، ثواب را بر این فعل حمل کنیم یعنی خود فعل مِن حیث هوَ هو ثوابی بر آن مترتب نیست و میخواهیم بهواسطۀ این جمله ثواب بر آن مترتب شود. خب این در اینجا فرق میکند تا مَن زارَ الحُسین حافیاً که ثواب بر فعل مترتب است. پس اینکه «مَن زار» یعنی زُر الحسین حافیاً، این در مقام انشاء است بنابراین «فَفَعَل» در اینجا دلالت بر امر نمیکند.
- . من لا يحضره الفقيه، ج 2، زیارةُ قَبرِ أبیعبدالله الحُسَینِ بنِ عَلیِّ بنِ أبیطالبٍ علیهالسلام المَقتولِ بِكَربلاء، ص 595، با قدری اختلاف.

