اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن

جلسه ۳۳۲

6
  • مطلب دیگری که در اینجا مطرح شده روایاتی است که در مورد بلاغ آمده و دو قسم است؛ همان‌طوری‌که قبلاً روایات را خواندیم بعضی از روایات مطلق است مثل «من بَلَغَهُ ثوابٌ علی کذا فَفَعَلهُ» که در روایات هست.

  • روایت محمد بن مروان و روایت عمران زعفرانی گرچه ضعیف هستند اما مورد بحث اصولیین واقع شده‌اند. زیرا در این روایت دارد که «فَفَعَلَ ذَلِكَ طَلَبَ قَولِ النَّبی» یا در آن روایت دیگر دارد که «فَعَمِلَ ذلكَ العَمَل التِماسَ ذلكَ الثَّواب‌»1 «طَلَبَ قَولِ النَّبی» در این فقره موجب شده که انظار نسبت به کیفیت دلالت روایات تفاوت پیدا کند. یعنی آن روایاتی که به‌نحو مطلق گفته‌اند آن روایات دلالت بر استحباب می‌کند نه این روایتی که به‌نحو مقیّد آمده است «التماس ثواب الله» یا «التماس قول النبی»، «طلب قول النبی» این دو روایت دلالت بر استحباب ندارد زیرا ثوابی که در این روایات به‌نحو عموم مترتب بر این عمل است از دو حال خارج نیست؛ یا ثواب به‌واسطۀ حسن شرعی است یا ثواب به‌واسطۀ حسن عقلی است یعنی چون عقل این را حَسَن می‌داند داخل در مستقلات عقلیه است یااینکه نه، شرعاً ثواب بر آن مترتب است مانند استحبابات شرعیه.

  • خب روایاتی که دارد «مَن بَلَغَهُ ثوابٌ فَفَعلهُ یُعطی کذا» یا «فَفَعَلَهُ أجرٌ هذا و إن لم یکن الأمر کما بلغ» این در اینجا به دلیل آنکه استکشاف علت از معلول است ما استفاده می‌کنیم که بلوغ ثواب بر فعل بر حسن شرعی فعلی بر آن فعل متقدم است یعنی تعنون به‌عنوان حسن شرعی؛ تا فعل مستحسن به حسن شرعی نباشد ثواب بر آن مترتب نیست، باید ثواب باشد دیگر. اول باید این فعل به‌واسطۀ بلوغ مستحسن باشد ولو آن حسن، حسن ثانوی است و حسن ذاتی شرعی نیست بلکه حسن، حسن ثانوی است. اما در هر حال باید این حسن به‌واسطۀ بلوغ متقدم باشد، این فعل دارای حسن شد حالا که دارای حسن شد پس ثواب بر آن مترتب است. از ترتّب ثواب کشف می‌کنیم که قبلاً به‌واسطۀ بلوغ این استحباب، این مفاد استحباب شرعی است.

    1. وسائل الشیعه، ج 1، أبواب مقدمة العبادات، باب 18 ـ بابُ استِحباب الإتیانِ بِكُلِّ عَمَلٍ مَشروعٍ رویَ له ثوابٌ عَنهُم علیه‌السّلام، ص 81 و 82.