جلسه ۳۳۴
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
1
بحث در شبهات موضوعیه بود و عرض شد که استصحاب عدم تذکیه و نحوۀ نِتاج این استصحاب و اثبات عدم تذکیه، بنا بر آنچه که مطرح نظر آقایان و اعلام بود محلّ اشکال و محلّ نظر است و درصورت شبهات موضوعیه چنانچه شک در تحقق شرایط و افعالی باشد که به ذابح برمیگردد در آنجا استصحاب عدم تذکیه جاری است. اما اگر برگشت مسئله به قابلیت محل و قابلیت موضوع باشد، در آنجا استصحاب عدم تذکیه جاری نیست، این بحث تمام شد.
مطلب دیگری که بهدنبال این قضیه مرحوم آقای خوئی نقل و مطرح میکنند و من فکر میکنم براساس این قضیه فتوای فقهی خودشان را قرار دادهاند که جلود و البسۀ جلودیهای که از بلاد خارج به مملکت اسلام آورده میشوند و قرائنی دلالت بر تذکیۀ آن جلود ندارند ایشان حکم به عدمِ جواز صلاة با این جلود و از طرف دیگر حکم به طهارت این جلود دارند که مسئله یکقدری غریب میآید. اما با توجه به نحوۀ بیان و استدلالی که براساس استدلال مرحوم آقا رضا همدانی در مورد استصحاب عدم تذکیه در اینجا شده و فرق بین غیر مذکّیٰ و میته [بیان شده]، این مسئله میتواند وجه استدلالی به خود بگیرد.
بیان مسئله به این شرح است که ما در اینجا در مورد شکّ در تذکیه که حیوانی که الآن مطروح است یا جلد حیوانی که مشکوک التذکیه است ولی از اقسام حیواناتی است که شارع حکم به نجاست بر میتۀ آنها نکرده است ـ چون حیواناتی که مانند حیوانات بحریه باشند میتۀ اینها نجس نیست یا حیواناتی که خون آنها خون جهنده نباشد یا حشار، میتۀ آنها نجس نیست بلکه حیوانی که خون جهنده داشته باشند طبعاً میتۀ آنها هم نجس خواهد بود ـ در اینجا استصحاب عدم تذکیه چه مسئلهای را ایجاب میکند؟ بنا بر یک نظر نجاست مترتب بر استصحاب عدم تذکیه خواهد شد. چنانچه در مبنای مرحوم شیخ انصاری هست که ایشان میته را عبارت أخریٰ از غیر مذکّیٰ میداند در آنجا نجاست طبعاً بر عدم تذکیه مترتب میشود. اما بنا بر فرمایش مرحوم آقا رضا همدانی که مسئله تفاوت میکند در اینجا حکم به نجاست بر استصحاب عدم تذکیه جاری نیست.
- . ... و ادیان فقط در محدودۀ انجام تکالیف و حیات میتوانند در قلمرو حکومت اسلامی زیست بکنند و حیات داشته باشند و توسعۀ بر دین آنها و آزاد گذاردن آنها مخالف ﴿عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُون﴾1 است که مربوط به جزیه است. ﴿حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُون﴾ دلالت بر این میکند که مسیحیت در قلمرو حکومت اسلام فقط بتوانند زندگی کنند اما نهاینکه به آنها روی خوش نشان داده بشود و دست آنها برای هر چیزی باز باشد.وقتی که شارع دیۀ یک مسیحی را کمتر از دیۀ یک مسلمان قرار داد، این مسئله بهعنوان یک مسئلۀ تملیکی در اینجا مطرح است. نه بهعنوان یک مسئلۀ ساختگی که آن دیهاش اینقدر است. شارع میخواهد اقلیتها را با این ابزارهای تنبیهی بهسوی حق و دین حق سوق بدهد که خلاصه اگر کسی زد مثلاً یک مسیحی را کشت مثلاً دیهاش اینقدر است و محدودۀ کمی دارد و اینکه به آنها در حکومت اسلامی طوری اختیار عمل داده بشود که آنها احساس فراغ و احساس ابراز هرگونه اختیاری نداشته باشند قضیه اینطور نیست و این خلاف است لذا پرداختن دیه از بیتالمال مساوی با ردّ صریح این مسئله است.قضیه فرقی نمیکند چه انسان بگوید که دیه برابر با دیۀ مسلمان است یا بگوید که یکدهم دیۀ مسلمان مربوط به اوست نُه دهم از جای دیگر. خب هر دو که یکی شد چه تفاوتی دارد؟! مثل این است که من به شما بگویم که این ظرف غذا مختصّ به شماست اما اگر شما گرسنه شدید این ظرف دیگر را هم میتوانید بخورید، این یعنی چه؟! یعنی این دوتا برای شماست نهاینکه فقط این برای شماست. یک وقتی میگوییم که این برای شماست و آن نیست خب حالا چه گرسنه ماندید چه سیر شدید حق همین است یک وقتی میگوییم که نه این برای شماست ولی اگر سیر نشدید این را هم میتوانید استفاده بکنید؛ یعنی هر دوتا برای شماست.شخصی یک معاملهای انجام داده بود پولش را نداشت که بدهد لذا گفته بود که من پول را تا یک ماه دیگر میدهم اما اگر تا یک ماه دیگر پول جور نشد چهار ماه بعد میدهم! اینکه دیگر معامله یکماهه نیست بلکه معامله روی چهار ماه رفته است! میگفت که نه، معامله روی یک ماه رفته ولی اگر نشد سه ماه دیگر هم اضافه میکنیم! اینهم قضیهاش همین است اینها بهخاطر خوشآمدن همین کشورها و افراد جدیداً درآوردهاند که ... خب یعنی چه؟! بگویید که اسلام همین است و غیر از اینهم نیست خب نمیخواهید قبول کنید نکنید به جهنم!اسلام دین حقّ است ـ باید توضیح داد ـ و در جایی که حق هست دیگر در آنجا شارع اجازه نمیدهد بر اینکه دیگری بیاید و به حقوق مساوی با افرادی که در یک ملیت حق زندگی میکنند آنها هم از همۀ مواهب برخوردار بشوند. حالا به آنها خوش نمیآید نیاید! این قضیه از اول همینطور بوده است؛ از اول مبنای حکومت اسلام و مبنای شارع بر خوشنیامدن کفار و مشرکین و اینها بود. مگر به رسول خدا نمیگفتند که به الهۀ ما و به بتها و اصنام ما اعتنا نکن، ما کاری با تو نداریم هرچه میخواهی بگویی بگو ما آن خدایت را عبادت میکنیم! مگر نمیگفتند؟! گفت:اگر شمس را در ید یُمنیٰ و قمر را در ید یسریٰ من قرار بدهید یک طرفةالعینی از آنچه که مبعوث به رسالت شدم دست برنمیدارم.2از اول همین بود؛ مبنای دین بر این نیست که انسان در مواجهۀ با مسائل عقبنشینی کند و زمینه را به حریف بسپرد، مبنا این نیست. خب آقایان بدشان میآید بدشان بیاید!تلمیذ: مبنایشان هم مشکل دارد الآن چیزی را که مطرح میکنند میگویند که همۀ ادیان حق هستند!استاد: این دیگر خیلی عالی شد!تلمیذ: لذا طبق این مبنا میآیند اینطور احکام هم وضع میکنند.استاد: نه ادیان حق نیستند؛ ادیان حق بودند الآن ﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُ﴾3 چه کسی گفته که ادیان حق هستند؟! نهخیر، ما به حضرت عیسی احترام میگذاریم، جناب آقایی که میگویی حق است الآن اگر حضرت عیسی بیاید شما به حضرت عیسی ایمان میآوری؟! دین حضرت عیسی را قبول میکنی؟! الآن دین حضرت عیسی باطل است. خود حضرت عیسی هم الآن بیاید شریعت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم را میپذیرد. اینها بهخاطر همین مسئلۀ خوشآمد گویی دیگران است. همۀ اینها بهخاطر این است که از اصول فاصله گرفتیم و حالا دست ما خالی شده دیگر مجبوریم مدام زمینه را واگذار کنیم و دائماً عقبنشینی کنیم. قضیۀ زن پیش میآید یک قدم عقب میآییم و میگوییم که بله، بالأخره باید کاری کرد این مسئله مربوط به آن زمان است و الآن فرق کرده است و اوضاع عوض شده است و ...!چند شب پیش بود با یک عدهای صحبت میکردیم ـ البته از راه دور ـ آنها این مسئله را مطرح کردند که الآن با زمان گذشته خیلی تفاوت کرده، فهمها بالاتر رفته، عقلها بالاتر رفته، من در آنجا مطرح کردم که کجا بالا رفته است؟! اتفاقاً خیلی هم پایین آمده است! کدام عقل بالا رفته است؟! ما الآن این وضعیتی را که داریم میبینیم مربوط به تکنولوژی جدیدی است که این تکنولوژی جدید براساس زحمات گذشتگان تازه به اینجا رسیده است. گفتم که از کجا میگویید که عقلها بالا رفته است؟! آیا نوابغی که در این زمان هستند از نوابغی که در زمان هزار سال پیش بودهاند بیشتر هستند؟! در یک کشور شما حساب کنید. آیا افرادی که الآن هستند از نقطهنظر قوّت فکری در حل کردن مسائل ریاضی قویتر از آنها هستند؟! نهخیر یک همچنین چیزی نیست. الآن در عرب ادبیاتی که شعراء و ادبیاتی که زمان هزار سال پیش بود قویتر بودند یااینکه آنهایی که الآن هستند؟! آیا قوۀ حافظۀ افرادی که در این زمان هستند بیشتر از زمان گذشته است؟! مطلب بهعکس است. آن چیزهایی که از زمان گذشته تعریف میکند از افراد و قوۀ ذاکره و اینها خیلی بیشتر از الآن است! کدام جهت فهمی و فکری و استعدادی بشر امروز بیشتر از آن موقع است؟! کدام؟!حالا ممکن است بگوییم که بالأخره بهواسطۀ گسترش علم و اینها یک عدۀ خاصی بیشتر میتوانند بهره ببرند. اما از نقطهنظر غلبۀ احساسات از نقطهنظر انتاج قضایا از نقطهنظر قیاسات از نقطهنظر ادراک و مشاعر آیا این مردم کوچه و خیابان از مردم زمان سابق [فهمشان] بیشتر است؟! نه همین هستند همان احساساتی که در زمان سابق بود الآن هست همان کیفیت تفکری که بود الآن هست منتها الآن وسائل و ابزار ارتباطی انسان بیشتر شد. آن موقع خر سوار میشدند حالا ماشین سوار میشوند پس چون ماشین سوار میشوند فکرشان بالاتر است؟! نه، اگر شیخ انصاری آن موقع سوار خر میشد، همین الآن شیخ انصاری سوار بنز میشد تفاوتی نکرد! شاید آن موقع فکرش بهتر هم کار میکرد! همان سوار خر شدن بهتر بود!اینکه [ملاک] رشد انسان نیست. بله، شکی در رشد تکنولوژی رشد تکنیک رشد وسائل نیست و مشخص است. ولی آیا قوای انسان، استعداد، فکر، احساسات و حافظۀ او مثلاً زیرکی و تیزفهمی و هوش او هم بیشتر در این زمان رشد کرد؟! چه کسی همچنین مطلبی را میگوید؟! لذا با توجه به این قضیه الآن هم همان مسائل هست. در همان زمان سابق بود الآن هم هست در زمان سابق علم و قدرت در تحت حکومت قوای بهیمیه و شیطان و نفس امّاره بود الآن هم هست! سابق مگر دولتها براساس زور روابطشان را با کشورها برقرار نمیکردند؟! هر کشوری که زور داشت این کار را میکرد! صبح پادشاه از خواب بیدار میشد ـ حمام رفته نرفته ـ حکم اعلان جنگ با کشور همسایه را میداد! خب کاری با تو نکرده! نه، میخواهیم برویم فتح کنیم! چرا؟! چون نگاه به لشگر میکند میگوید: الآن جاسوسان خبر آوردند گفتند که لشگر تو قویتر از لشگر همسایه است پس برویم بگیریم! مگر اینطور نبود؟! زمان امیر ارسلان و حسین کرد شبستری و فلان و این حرفها همین بود. زمان رستم و اسفندیار و فلان هرکدام زورشان بیشتر میشد میرفت او را میگرفت؛ توران میآمد به ایران، ایران میرفت به توران. اینها همیشه در حال کشمکش بودند. زور ایران قویتر میشد رُم را میگرفت و شکست میداد روم قوی میشد ایران را میگرفت هر روز برنامه همین بود! مگر الآن اینطور نیست؟!
روابط دولتها در دنیا براساس زور و قلدری در طول تاریخ (ت)مگر الآن روابط دولتها در دنیا براساس زور و قلدری نیست؟! شما یک حکومت در دنیا پیدا کنید که بیاید براساس عقل با افراد و با کشورهای همجوار خودش بخواهد روابط بچیند! شما کدام کشور را در دنیا سراغ دارید؟! همه براساس زور است. منتها آن موقع وقتی زور دستش میآمد با گرز و شمشیر و دیلم حمله میکرد الآن با بمب اتم و هیدروژن حمله میکند! حالا معنای قویتر شدن و رشد کردن این است؟! آن موقع در یک جنگ هزار نفر دو هزار نفر را میکشتند، حالا در یک جنگ دویست هزار نفر را میکشند معنای رشد این است؟! این معنای رشد است؟! نفس امّاره، نفس امّاره است.
نفس امّاره در زمان سابق با آن ابزار و ادوات خودش را به مقام بروز و ظهور درمیآورد الآن هم با این ابزار و ادوات جدید دارد درمیآورد. الآن هم همین است.آنوقت اینها بهجای اینکه بیایند و به مسائل برسند و ... آمدند به قضایای همین نفس و هوا و همۀ اینها پرداختند و مطلب ازدست درآمده و وقتی که مطلب ازدست درآمده، برای تثبیت خود نه برای تثبیت دین ـ و «لِلبَیت ربٌ»5 ـ برای تثبیت خود مجبورند که از دین مایه بگذارند. دائم شاخهاش را ببرند وقتی آن شاخهاش را ببرند چه میماند؟! کجای شرع این است که وقتی مسیحی از دنیا میرود ... میگویند: دین اسلام دین ظلم و خلاف است، ظلم و خلاف باشد همین که هست! میگویند: دین اسلام دین تساوی نیست! قربان شما بروم که دین شما دین تساوی است! این حرفها نداریم!خودشان تمام روابط خودشان را با کشورهای دنیا براساس تبعیض طبقاتی قرار دادهاند ولی هیچکس صدایش درنمیآید اما حالا اگر [مسلمان] مسیحی و فلان و این حرفها را بزند بکشد [سروصدا میکنند] البته ما داریم که اگر مثلاً بهطور تعمّد مسلمانی متعرّض دیگری بشود [مجازات دارد] اینطور نیست که حکومت اسلام رها بکند و بگوید که حالا که او مسیحی است [پس رهایش کن] نهخیر، هزارتا پدرش را هم درمیآورد اما از این نقطهنظر که حالا فرض کنید بر حسب اتفاق قتل غیر عمدی انجام شد ...یااینکه فرض کنید اگر [کارهای خلافش] تکرار شد، اصلاً در حکومت اسلام بهعنوان مفسد فی الأرض او را میگیرند و اعدام میکنند ولو مسلمان است. ما عناوین متفاوتی برای احقاق حقوق و دفع ظلم در حکومت اسلام داریم که بهجای خودش محفوظ است اما نهاینکه دیگر دیۀ یک قتل غیر عمد انجام شده را بگوییم که [برابر است] چرا ما از آن اصول دست برداریم؟! بهخاطر چه؟! بهخاطر مسائلی که آقایان را خوش آید؟! خوش نیاید!تلمیذ: تازگیها تصویب کردند که جنین را از یک زنی به زن دیگر قبل از دمیدن روح منتقل کنند، اجازه دادند که جنین را دربیاورند از یک زنی به زن دیگر که حامله نمیشود منتقل کنند.استاد: خب آنوقت چه اثری مترتب است؟! صبر کند وقتی بهدنیا آمد بگیرد چرا منتقل کند؟!تلمیذ: برای اینکه این احساس کند این بچۀ خودش است. مثلاً در رحم این پرورش پیدا کرده و قاعدتاً هم باید آثار محرمیت و این چیزها را بَر آن بار کنند.استاد: نه، محرم نیست.تلمیذ: استدلالشان این است که قبل از دمیدن روح است.استاد: البته اصل قضیهاش که حرام است بالأخره بچه متعلّق به مادر است و بدون عذر نمیشود آن را از رحم خارج کرد، مگر درصورتیکه خطری تهدید بکند و حیات بچه در خطر باشد، آن موقع بایست انسان این کار را انجام بدهد. حالا بعد از دمیدن روح هم قضیه همین است. چه فرقی میکند؟!تلمیذ: اینها میخواهند بگویند که خود این مادری که بچهدار نمیشود این با پرورش خودش باعث رشد این شده تا به یک حدی رسیده که روح هم دمیده شده است.استاد: عجب چیزهایی قاطی شده است!تلمیذ: بچههای ناقصالخلقه را هم تصویب کردند که سقط کنند یعنی در مراحل تصویب است که اگر پزشک تشخیص داد ـ با کمیسیون پزشکی ـ در همان اوائل سقط کنند!استاد: اینکه حرام بَیّن است. میگویند: این بچه ناقصالخلقه لابد خرج روی اجتماع میگذارد!تلمیذ: دردسری که ندارند.استاد: اتفاقاً چند روز پیش من در مسافرت لبنان بودم که یکی از رفقا نامهای داده بود که آن جنینی که در رحم هست به یک ویروسی مبتلا شده و این ویروس موجب میشود که مغز رشد طبیعیاش را نکند و آزمایش هم داده بودند و همۀ جوابها مثبت بود. اطرافیان گفتند که این حتماً باید سقط شود والاّ دو ماه دیگر یا حتماً بعد از ولادت فوت میکند و اگر نکند ناقصالخلقه میشود. من نوشتم که حرام است و اصلاً جایز نیست بچه سقط شود حتی ناقصالخلقه هم باشد نمیشود سقط کند. هرچه اطرافیان اصرار کردند این شخص قبول نکرد. همینطور میگذشت و بچه هم حالت حرکت و اینها را داشت و طبیعی بود ولی سه مرتبه آزمایش دادند همۀ آزمایشها مثبت بود! عجیب بود بعد از یک مدت یک آزمایش آب کیسه دادند دیدند که این ویروس منتقل نشده است! خیلی عجیب بود که این ویروس در خون بود [ولی منتقل نشد] اگر سقط میکردند این بچه ازبین میرفت! خیلی عجیب است که چطور آزمایش اینطور است! آزمایش چهارم را از خودِ آبِ کیسه که گرفتند نشان داد که این ویروس به آب منتقل نشده است و بچه هیچ طوری نیست! یعنی حالا یا معجزهای انجام شده یا...تلمیذ: درحالیکه تغذیۀ بچه از راه خون است.استاد: اگر این را سقط میکردند یک بچۀ سالم را سقط کرده بودند! سونوگرافی و این چیزها هم که کردند گفتند که طبیعی است و مغزش طبیعی است. واقعاً افراد چطور یک همچنین جرئتی دارند؟! خیلی عجیب است!تلمیذ: مسیحیت مخالف هستند.استاد: بله.حالا بحث را طرح میکنیم تا إنشاءالله وارد بحث بشویم.1) سوره توبه (9) آیه 29. رساله بديعه، ص 107:﴿قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَهِ وَلَا بِٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلۡحَقِّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُونَ﴾.ترجمه: «با كسانى كه از اهل كتاب (يهود و نصارى) به خدا و قيامت ايمان ندارند و حرامهاى خدا و رسول را حرام نميدانند، و به دينِ حقّ گردن نمىنهند قتال كنيد تا با دستهاى خود بهحال خوارى و فروتنى جزيه بپردازند.»2) مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج 1، ص 58:«... فقال: یا عَمّاه لَو وُضِعَتِ الشَّمسُ فی یمینی و القَمَرُ فی شِمالی ما تَرَكتُ هذا القَول حَتَّى أُنفِذَهُ أو أُقتَلَ ...»3) سوره آل عمران (3) آیه 19. معاد شناسى، ج 10، ص 130:«بهدرستىكه حقّاً دين در نزد خداوند فقط دين اسلام است.»4) مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۳۷ ـ حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد.5) «أنا رَبُّ الإبِلِ وَ لِهَذا البَیتِ رَبٌّ یَمنَعُهُ؛ من صاحب شتر هستم و خانه صاحبى دارد كه آن را نگه ميدارد» قسمتی از کلام جناب عبدالمطلب در خطاب به ابرهه است؛ الکافي، ج ۱، أبوابُ التّاریخِ، بابُ مَولِدِ النَّبیِّ صَلَّى اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ وَفاتِهِ أنا رَبُّ الإبِلِ وَ لِهَذا البَیتِ رَبٌّ، ص 44۷، ح 25.نفست اژدرهاست او کی مرده است *** از غم بی آلتی افسرده است4
- . ... و ادیان فقط در محدودۀ انجام تکالیف و حیات میتوانند در قلمرو حکومت اسلامی زیست بکنند و حیات داشته باشند و توسعۀ بر دین آنها و آزاد گذاردن آنها مخالف ﴿عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُون﴾1 است که مربوط به جزیه است. ﴿حَتَّىٰ يُعۡطُواْ ٱلۡجِزۡيَةَ عَن يَدٖ وَهُمۡ صَٰغِرُون﴾ دلالت بر این میکند که مسیحیت در قلمرو حکومت اسلام فقط بتوانند زندگی کنند اما نهاینکه به آنها روی خوش نشان داده بشود و دست آنها برای هر چیزی باز باشد.وقتی که شارع دیۀ یک مسیحی را کمتر از دیۀ یک مسلمان قرار داد، این مسئله بهعنوان یک مسئلۀ تملیکی در اینجا مطرح است. نه بهعنوان یک مسئلۀ ساختگی که آن دیهاش اینقدر است. شارع میخواهد اقلیتها را با این ابزارهای تنبیهی بهسوی حق و دین حق سوق بدهد که خلاصه اگر کسی زد مثلاً یک مسیحی را کشت مثلاً دیهاش اینقدر است و محدودۀ کمی دارد و اینکه به آنها در حکومت اسلامی طوری اختیار عمل داده بشود که آنها احساس فراغ و احساس ابراز هرگونه اختیاری نداشته باشند قضیه اینطور نیست و این خلاف است لذا پرداختن دیه از بیتالمال مساوی با ردّ صریح این مسئله است.قضیه فرقی نمیکند چه انسان بگوید که دیه برابر با دیۀ مسلمان است یا بگوید که یکدهم دیۀ مسلمان مربوط به اوست نُه دهم از جای دیگر. خب هر دو که یکی شد چه تفاوتی دارد؟! مثل این است که من به شما بگویم که این ظرف غذا مختصّ به شماست اما اگر شما گرسنه شدید این ظرف دیگر را هم میتوانید بخورید، این یعنی چه؟! یعنی این دوتا برای شماست نهاینکه فقط این برای شماست. یک وقتی میگوییم که این برای شماست و آن نیست خب حالا چه گرسنه ماندید چه سیر شدید حق همین است یک وقتی میگوییم که نه این برای شماست ولی اگر سیر نشدید این را هم میتوانید استفاده بکنید؛ یعنی هر دوتا برای شماست.شخصی یک معاملهای انجام داده بود پولش را نداشت که بدهد لذا گفته بود که من پول را تا یک ماه دیگر میدهم اما اگر تا یک ماه دیگر پول جور نشد چهار ماه بعد میدهم! اینکه دیگر معامله یکماهه نیست بلکه معامله روی چهار ماه رفته است! میگفت که نه، معامله روی یک ماه رفته ولی اگر نشد سه ماه دیگر هم اضافه میکنیم! اینهم قضیهاش همین است اینها بهخاطر خوشآمدن همین کشورها و افراد جدیداً درآوردهاند که ... خب یعنی چه؟! بگویید که اسلام همین است و غیر از اینهم نیست خب نمیخواهید قبول کنید نکنید به جهنم!اسلام دین حقّ است ـ باید توضیح داد ـ و در جایی که حق هست دیگر در آنجا شارع اجازه نمیدهد بر اینکه دیگری بیاید و به حقوق مساوی با افرادی که در یک ملیت حق زندگی میکنند آنها هم از همۀ مواهب برخوردار بشوند. حالا به آنها خوش نمیآید نیاید! این قضیه از اول همینطور بوده است؛ از اول مبنای حکومت اسلام و مبنای شارع بر خوشنیامدن کفار و مشرکین و اینها بود. مگر به رسول خدا نمیگفتند که به الهۀ ما و به بتها و اصنام ما اعتنا نکن، ما کاری با تو نداریم هرچه میخواهی بگویی بگو ما آن خدایت را عبادت میکنیم! مگر نمیگفتند؟! گفت:اگر شمس را در ید یُمنیٰ و قمر را در ید یسریٰ من قرار بدهید یک طرفةالعینی از آنچه که مبعوث به رسالت شدم دست برنمیدارم.2از اول همین بود؛ مبنای دین بر این نیست که انسان در مواجهۀ با مسائل عقبنشینی کند و زمینه را به حریف بسپرد، مبنا این نیست. خب آقایان بدشان میآید بدشان بیاید!تلمیذ: مبنایشان هم مشکل دارد الآن چیزی را که مطرح میکنند میگویند که همۀ ادیان حق هستند!استاد: این دیگر خیلی عالی شد!تلمیذ: لذا طبق این مبنا میآیند اینطور احکام هم وضع میکنند.استاد: نه ادیان حق نیستند؛ ادیان حق بودند الآن ﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُ﴾3 چه کسی گفته که ادیان حق هستند؟! نهخیر، ما به حضرت عیسی احترام میگذاریم، جناب آقایی که میگویی حق است الآن اگر حضرت عیسی بیاید شما به حضرت عیسی ایمان میآوری؟! دین حضرت عیسی را قبول میکنی؟! الآن دین حضرت عیسی باطل است. خود حضرت عیسی هم الآن بیاید شریعت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم را میپذیرد. اینها بهخاطر همین مسئلۀ خوشآمد گویی دیگران است. همۀ اینها بهخاطر این است که از اصول فاصله گرفتیم و حالا دست ما خالی شده دیگر مجبوریم مدام زمینه را واگذار کنیم و دائماً عقبنشینی کنیم. قضیۀ زن پیش میآید یک قدم عقب میآییم و میگوییم که بله، بالأخره باید کاری کرد این مسئله مربوط به آن زمان است و الآن فرق کرده است و اوضاع عوض شده است و ...!چند شب پیش بود با یک عدهای صحبت میکردیم ـ البته از راه دور ـ آنها این مسئله را مطرح کردند که الآن با زمان گذشته خیلی تفاوت کرده، فهمها بالاتر رفته، عقلها بالاتر رفته، من در آنجا مطرح کردم که کجا بالا رفته است؟! اتفاقاً خیلی هم پایین آمده است! کدام عقل بالا رفته است؟! ما الآن این وضعیتی را که داریم میبینیم مربوط به تکنولوژی جدیدی است که این تکنولوژی جدید براساس زحمات گذشتگان تازه به اینجا رسیده است. گفتم که از کجا میگویید که عقلها بالا رفته است؟! آیا نوابغی که در این زمان هستند از نوابغی که در زمان هزار سال پیش بودهاند بیشتر هستند؟! در یک کشور شما حساب کنید. آیا افرادی که الآن هستند از نقطهنظر قوّت فکری در حل کردن مسائل ریاضی قویتر از آنها هستند؟! نهخیر یک همچنین چیزی نیست. الآن در عرب ادبیاتی که شعراء و ادبیاتی که زمان هزار سال پیش بود قویتر بودند یااینکه آنهایی که الآن هستند؟! آیا قوۀ حافظۀ افرادی که در این زمان هستند بیشتر از زمان گذشته است؟! مطلب بهعکس است. آن چیزهایی که از زمان گذشته تعریف میکند از افراد و قوۀ ذاکره و اینها خیلی بیشتر از الآن است! کدام جهت فهمی و فکری و استعدادی بشر امروز بیشتر از آن موقع است؟! کدام؟!حالا ممکن است بگوییم که بالأخره بهواسطۀ گسترش علم و اینها یک عدۀ خاصی بیشتر میتوانند بهره ببرند. اما از نقطهنظر غلبۀ احساسات از نقطهنظر انتاج قضایا از نقطهنظر قیاسات از نقطهنظر ادراک و مشاعر آیا این مردم کوچه و خیابان از مردم زمان سابق [فهمشان] بیشتر است؟! نه همین هستند همان احساساتی که در زمان سابق بود الآن هست همان کیفیت تفکری که بود الآن هست منتها الآن وسائل و ابزار ارتباطی انسان بیشتر شد. آن موقع خر سوار میشدند حالا ماشین سوار میشوند پس چون ماشین سوار میشوند فکرشان بالاتر است؟! نه، اگر شیخ انصاری آن موقع سوار خر میشد، همین الآن شیخ انصاری سوار بنز میشد تفاوتی نکرد! شاید آن موقع فکرش بهتر هم کار میکرد! همان سوار خر شدن بهتر بود!اینکه [ملاک] رشد انسان نیست. بله، شکی در رشد تکنولوژی رشد تکنیک رشد وسائل نیست و مشخص است. ولی آیا قوای انسان، استعداد، فکر، احساسات و حافظۀ او مثلاً زیرکی و تیزفهمی و هوش او هم بیشتر در این زمان رشد کرد؟! چه کسی همچنین مطلبی را میگوید؟! لذا با توجه به این قضیه الآن هم همان مسائل هست. در همان زمان سابق بود الآن هم هست در زمان سابق علم و قدرت در تحت حکومت قوای بهیمیه و شیطان و نفس امّاره بود الآن هم هست! سابق مگر دولتها براساس زور روابطشان را با کشورها برقرار نمیکردند؟! هر کشوری که زور داشت این کار را میکرد! صبح پادشاه از خواب بیدار میشد ـ حمام رفته نرفته ـ حکم اعلان جنگ با کشور همسایه را میداد! خب کاری با تو نکرده! نه، میخواهیم برویم فتح کنیم! چرا؟! چون نگاه به لشگر میکند میگوید: الآن جاسوسان خبر آوردند گفتند که لشگر تو قویتر از لشگر همسایه است پس برویم بگیریم! مگر اینطور نبود؟! زمان امیر ارسلان و حسین کرد شبستری و فلان و این حرفها همین بود. زمان رستم و اسفندیار و فلان هرکدام زورشان بیشتر میشد میرفت او را میگرفت؛ توران میآمد به ایران، ایران میرفت به توران. اینها همیشه در حال کشمکش بودند. زور ایران قویتر میشد رُم را میگرفت و شکست میداد روم قوی میشد ایران را میگرفت هر روز برنامه همین بود! مگر الآن اینطور نیست؟!

