جلسه ۳۳۴
3در باب استصحاب عدم تذکیه این معناست که این حیوان که الآن مطروح هست یا جلد این حیوان که انسان نمیداند این طبق ضوابط و طبق شرایط شرعی ذبح شده یااینکه فاقد شرایط ذبح هست، در اینجا نه بهعنوان همان قابلیت محل ـ چون در بحث قابلیت محل قضیه گذشت که در قابلیت محل در آنجا محل اشکال است که ما بتوانیم استصحاب عدم تذکیه جاری کنیم یا نکنیم و آیا این قابلیت از صفات وجود است یا قابلیت از صفات ماهیت است؟ آیا تبدّل موضوع بهواسطۀ زهاق روح شده است یا نشده است، این بحثها گذشت ـ بلکه بهعنوان اصالت عدم تذکیه براساس عدم تحقق شرایط ذبح است مثلاً ذابح اگر مسلمان نباشد بسم الله و تسمیه در مورد ذبح بهکار نرفته باشد، استقبال وجود نداشته باشد، ذبح بالحَدید نباشد یا بهخاطر ضیق و بهواسطۀ خناق یا بهواسطۀ شوکهای برقی که الآن در خارج مرسوم است ممکن است حیوان را ازبین ببرند و بکشند. در مورد حیوانات بزرگ که همینطور است مثلاً در مورد اسب، بقر، خنزیر و امثالذلک در خیلی از کشورهای خارجی با همین شوکهای برقی حیوان را میکشند و دیگر ذبح و این کارها نمیکنند. اگر انسان شک داشته باشد که آیا این حیوان و این جلد از حیوانی است که شرایط تذکیه را دارد یا ندارد، در اینجا اصالت عدم تذکیه موجب نجاست نخواهد بود و نیست.
دلیل بر این مسئله که مرحوم آقا رضا بیان میکنند این است که شارع یک مذکّیٰ در شرع وضع کرده که عبارت است از ذبح حیوان یعنی فری اوداج اربعه یا غیر فری اوداج اربعه که مربوط به اِبل و یا مربوط به اسماک بحریه است یعنی زهاق روح بهواسطۀ شرائط مجعوله انجام میشود. یا فرض کنید که در مورد جراد داریم که «أخذُهُ حیاً»،1«أخذُ الجَراد» به معنای گرفتن نیست بلکه به معنای حصر است لذا اگر جراد خودش بهواسطۀ آتش بسوزد و کباب بشود انسان میتواند استفاده بکند. فقط عدمُ رُؤیَتِه عن میتة کفایت میکند برای اینکه در مورد جراد انسان قائل به تذکیه بشود. یا در مورد اِبل نحر است با شرایط یا در مورد غیر اِبل همان فری اوداج اربعه با شرایط خاص است.
- . دعائم الإسلام، ج 2، ص 124:
«عَنهُ [امیرالمؤمنین] عَلَیهِ السَّلامُ أنَّهُ قالَ: ... الجَرادُ ذَكیٌّ وَ أخذُهُ حَیّاً ذَكاة.»
ترجمه: «امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمودند: ... ملخ پاک است و اگر زنده صید شود حلال است.» (محقق)
- . دعائم الإسلام، ج 2، ص 124:

