جلسه ۳۳۵
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث در استصحاب عدم تذکیه و استصحاب عدم میته بود که عرض شد بنا بر تقریر مرحوم آقای خوئی محل و مورد، موردِ جریان استصحاب عدم میته است و با جریان این اصل از آنجایی که نجاست مترتب بر میته است، با استصحاب عدم میته طهارت عدم نجاست این مورد اثبات میشود و با اصل عدم تذکیه حکم به حرمت این حیوان غیر مُذکّیٰ میشود. بنابراین قول ثالث در اینکه این حیوان هم حرام است و هم عدم جواز ورود و دخول در صلاةِ با اوست، و از طرف دیگر حکم به طهارت او خواهد شد، این از استصحاب عدم میته ثابت میشود.
معنای استصحاب عدم میته
راجع به استصحاب عدم میته عرض شد که ما معنای این استصحاب را متوجه نشدیم؛ اگر مقصود از استصحاب عدم میته، استصحاب حال حیات است یعنی عدم زهاق روح مطلقاً، اگر این است که خب الآن این بالوجدان میّت است، دیگر چه استصحابی دارد؟! اگر مقصود از استصحاب، استصحاب عدم زهاق روح بهوسیلۀ اسباب غیر شرعیه است، در اینجا این تحقق اسباب غیر شرعیه به عبارتی امر وجودی و امر ثبوتی است و ما داریم نفی امر ثبوتی و وجودی را در اینجا میکنیم، با استصحاب عدم زهاق روح بهوسیلۀ اسباب شرعیه معارضه میکند که آنهم امر ثبوتی است! بنابراین این دو استصحاب باهم تعارض میکند چون اگر قرار بر این باشد که حیوان موت حتف أنفه نداشته باشد حالا یا گرگی او را پاره کرده باشد یا بهوسیلۀ یهود و نصاریٰ ذبح شده باشد یا بهوسیلۀ مُسلم ولی شرایط ذبح محقق نشده باشد، در تمام اینها این امر إزهاق توسط فاعل مباشر در اینجا تحقق پیدا کرده است آنوقت چه تفاوتی میکند که این امر ثبوتی یا بهوسیلۀ مُسلم و جمیع شرایط اسلام باشد، یا بهوسیلۀ غیر مسلم با غیر شرایط باشد؟! هردو امر وجودی و ثبوتی است. پس جریان اصل، که نهایت آن نفی این امر ثبوتی خواهد شد معارضه میکند با جریان اصل، که در نهایت نفی امر ثبوتی دیگر خواهد شد؛ یعنی عدمِ زهاق روح عن سَبَبٍ غیر شرعی، مُعارَض است با عدم زهاق روح عن سَببٍ شرعی. بنابراین این اصل در اینجا معنا ندارد.

