جلسه ۳۳۶
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بحث راجع به استصحاب عدم تذکیه و آثار مترتب بر استصحاب بود. عرض شد که مرحوم آقای خوئی به تَبَع و به دنبالۀ مرحوم آقا رضا همدانی قائل به استصحاب عدم تذکیه در مورد حیوانی که شارع حکم به تذکیۀ آن حیوان کرده، هستند مخالفاً لمرحوم شیخ انصاری که قائل به نجاست بهواسطۀ این استصحاب هستند.1 مرحوم آقا رضا همدانی در باب طهارت این مسئله را مطرح کردهاند.2
کلام مرحوم آقا رضا مُشیر به این مطلب است که شارع میته را درمقابل مذکّیٰ قرار داده است. مذکّیٰ عبارت است از تذکیۀ حیوان بر نهج مذکور و با شرائط مذکوره به حیثی که بر این تذکیه حلیت و طهارت و جواز دخول فی الصّلاة مترتب است. درمقابل آن که معنای سلبی است عَدَمُ زهاقِ الروح بِهذهِ الشرائطِ المَذکورَة پس بین میته و مذکّیٰ شقّ ثالثی وجود ندارد. یا حیوان واقعاً میته است و یا حیوان واقعاً و شرعاً مذکّیٰ است.
روی این اصل به مقتضای اصالت عدم تذکیه، بهواسطۀ این حیوانی که در اینجا افتاده و شک میکنیم که این حیوان با شرائط مذکوره [ذبح شده یا نه] مانند لحوم یا جلودی که از بلاد کفر استیراد میشود و قرینۀ دالّ بر ذبح شرعی و تذکیه ندارد، با توجه به این مسئله، حرمت که حرمتِ اکل است بر این مسئله مترتب است. زیرا در آیه میفرماید که ﴿ُحُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحۡمُ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾؛3 مگر آن را که تذکیه کردید. بنابراین حرمت مترتب بر عدم تذکیه است. زیرا تذکیه بر این حیوان ثابت نشده است و اصالت عدم تذکیه حرمت لحم را اثبات میکند که در آیه میفرماید: ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾ پس وقتی که ما شکّ در تذکیه داریم اصالت عدم تذکیه موجب حرمت است و از آثار شرعی استصحاب است. خب این استصحاب اثبات حرمت را میکند. از آنطرف عدم جواز دخول در صلاة هست با روایت علی بن أبیحمزه از امام صادق علیهالسّلام که از فراء و جلود سؤال میکند و حضرت میفرماید که «لا تُصَلِّ فیها إلاَّ فی ما كان مِنهُ ذَكیّاً»4 که عدم جواز دخول در صلاة را مترتب بر تذکیه کرده است.
- . موسوعة الإمام الخوئي، ج 2، ص 450.
- . مصباح الفقيه، ج 1، ص 654.
- . سوره مائده (5) آیه 3. امام شناسى، ج 8، ص 61:
«حرام شد بر شما: مردار، و خون و گوشت خوك، و حيوانى كه به نام غير خدا بكشيد، و حيوانى كه خفه كنند، و يا با چوب و سنگ و چيز ديگر به آن زنند تا بميرد، و حيوانى كه از بلندى پرتاب شود، و حيوانى كه بهواسطۀ شاخ خوردن از حيوان ديگر بميرد، و باقى مانده از حيوانى كه سَبُع و درنده آن را خورده است مگر اينكه قبل از مردنش به آن برسيد و آن را ذبح و تذكيه كنيد! و آن حيوانى كه براى تقرّب به خدايان بر روى سنگ مَعْبَد كشته مىشود. و آن حيوانى كه بهواسطۀ تيرهاى قمار به أزْلام به قمار گذاشته مىشود؛ اين كار فسق است.» - . الکافی، ج ۳، كتابُ الصَّلاة، بابُ اللِّباسِ الَّذی تُكرهُ الصَّلاةُ فیهِ و ما لا تُكره، ص ۳۹۷، ح 3.

