جلسه ۳۳۶
3پس وقتی که شما با استصحاب عدم تذکیه، غیر مذکّیٰ بودن حیوان را ثابت کنید، عدم جواز دخول در صلاة هم اثبات میشود. فقط نجاست میماند. فتوای آقای خوئی است و بعضیها هم فتوا به این قضیه دادند مثل خود مرحوم آقا رضا همدانی. نجاست در لسان شرع دیگر مترتب بر عدم تذکیه نیست بلکه نجاست مترتب بر میته است و میته هم که در اینجا ثابت نشده است. چرا؟ چون با اصالت عدم تذکیه اثبات میته، اصل مثبت میشود. بنابراین از یک نقطهنظر عنوان عدم مذکّیٰ بر این استصحاب بهواسطۀ این حرمت که در نصّ آیۀ شریفه و به تصریح آیۀ شریفه مترتب بر عدم تذکیه است در اینجا ثابت میشود و دوم عدم جواز دخول فی الصّلاة. اشکال ندارد که شیئی هم طاهر باشد و هم دخول در صلاة با آن جایز نباشد مانند عرق جُنب از حرام؛ در لباسی که عرق جُنب از حرام هست لباس طاهر است و اگر دست مرطوب به آن لباس بخورد این دست متنجّس نمیشود اما با آن نماز صحیح نیست و روایتش هم فقط یک روایت است که آنهم از امام حسن عسکری علیهالسّلام است.
روایتش هم یک روایت معروفی است؛ شخصی شک در امامت حضرت عسکری داشت و به سامرا رفته بود و روزی بود که معتز از لشکر سان میدید، او در کناری ایستاده بود و دید یک نفر غیر از خلیفه با جلال و جبروت و اینها دارد میآید، گفت که خیال میکنم امام شیعیان و ما این شخص باشد و در دلش این مسئله آمد که اگر جواب مرا داد معلوم میشود این امام است و خبر دارد. موقع رفتن که نشد، در موقع برگشتن وقتی که حضرت برمیگشتند با این فرد مصادف شدند و جواب سؤال را دادند و فرمودند که لباس جنب از حرام طاهر است ولکن نمیشود در آن نماز خواند.1 او متوجه شد که این امام هست. خب این اشکال ندارد که یک چیزی طاهر باشد ولی درعینحال جایز نباشد در آن صلاة خواند و مقتضای اوست.
- . مناقب آل أبي طالب عليهمالسّلام، ج 4، باب إمامة أبیالحسن علی بن محمد النقی علیهالسّلام، فصلٌ فی معجزاته، ص 414، با قدری اختلاف.

