جلسه ۳۳۶
4این اصل و مطلبی است که مرحوم آقا رضا همدانی بیان کردند. بعد از این قضیه مرحوم آقای خوئی یک استصحاب دیگری را هم در اینجا ضمیمه میکنند و آن استصحاب عدم میته است؛ میفرمایند که اشکال ندارد که ما استصحاب عدم میته را هم در اینجا جاری کنیم و با استصحاب عدم میته آن نجاستی که شارع بر میته مترتب کرده دیگر در اینجا مترتب نمیشود چون ما آن استصحاب عدم میتۀ در زمان حیات را به بعد از زمان حیات استمرار میدهیم. فلهذا در زمان حیات اگر شما دست به حیوان میزدید نجس نبود، الآن هم که دست میزنید نجس نیست.
در اینجا اگر شخصی بگوید که استصحاب عدم میته با استصحاب عدم تذکیه موجب مخالفت التزامیه است. چرا؟! مگر شما نمیگویید که شارع یا حیوان را حکم به تذکیه میکند یا حکم به میته بودن میکند، از این دو حالت که خارج نیست؛ اگر در مورد این حیوان هم شما استصحاب عدم تذکیه جاری کنید و حکم بکنید بر اینکه این استصحاب عدم تذکیه موجب میشود که این حرام باشد و حرمت اکل در اینجا جاری بشود و همینطور عدم جواز دخول در صلاة جاری شود، خب با استصحاب عدم میته حکم به تذکیه باید کرد. چون این دو باهم منافات دارند؛ استصحاب عدم میته حکم میکند به اینکه این مذکّیٰ است و استصحاب عدم تذکیه حکم میکند به اینکه این میته است خب این دوتا باهم موجب مخالفت التزامیه است. چون شارع که حکم میکند به اینکه کُلُّ ما لَم یُذَکّ فَهوَ میتَة پس باید در اینجا حکم بکند فَهذا میتَه و یَتَرتَّبُ عَلَیه النجاسَة حالا استصحاب عدم تذکیه را شما جاری میکنید و بعد حکم به نجاست نمیکنید؟! خب اینکه دیگر مخالفت التزامیه در اینجا میشود. چون یا باید حکم به حلیت کرد یا حکم به حرمت و نجاست کرد و اینها از همدیگر قابل انفکاک نیستند.

