جلسه ۳۳۶
5جوابی که ایشان میدهند میگویند که مخالفت التزامیۀ در اصول اشکال ندارد تا وقتی که موجب مخالفت عملیه نشود که صحبتش الآن میآید. حالا قبل از اینکه ما وارد بحث بعدی بشویم دو مطلب را در اینجا باید تذکر بدهیم؛ مسئلۀ اول بحث در اصل مثبت است که اصل مثبت چه اصلی است؟
تعریف اصل مثبت
اصل مثبت همانطوریکه بیان مرحوم شیخ هست و همینطور سایر آقایان نسبت به این مسئله اتفاق دارند آن اصلی ـ آن استصحاب و جریان اصل ـ که آثار و لوازم عادیه را ـ نه لوازم شرعیه را ـ اثبات کند. یعنی شما مثلاً استصحاب حیات زید در هنگام طفولیت را میکنید و الآن مثلاً ده سال گذشته است فرض کنید که دهساله بوده یا چهاردهساله بوده که غایب شده الآن ده سال گذشته بیست و چهار سال شده و الآن شما استصحاب حیات زید را میکنید و حکم به انبات لحیه میکنید که این انبات لحیه لوازم عادیه میشود. این اصل مثبت میشود. ولی لوازم شرعیه را میشود بر آن اثبات کرد؛ مثلاً در آن زمان زید مال داشت الآن باید حکم به بقای آن مال بکنیم منتها آن متولّی باید آن مال را متصدّی بشود و در غبطۀ آن شخص مصرف کند و در اینجا نمیشود حکم به تقسیم اموال کرد. این آثار، آثار شرعیه است. خب در اینجا این مطلب را فرمودند.
اما صحبت ما در اصل مثبت همانطوریکه نظر آقایان هست، ما لوازم عادیه را در اصل مثبت قبول نداریم یعنی اصل مثبت را در آنجا قائل هستیم و اصل مثبت در آنجا تجویز نمیشود. ولی در مواردی که جریان یک اصل، لوازم لاینفک را ثابت بکند نه لوازم عادیه را چون ممکن است شخصی بیست و چهارساله بشود، ولی ریش درنیاورد و کوسه باشد، شما که ندیدید! شاید کسی بیست و چهارساله بشود مرضی پیدا بکند و ریش نداشته باشد. هزارتا مسئله هست. بله، بهنحو عادی و متعارف افرادی که به سن هفده و هیجده و بیست و اینها میرسند انبات لحیه در آنها میشود اما اینکه حتماً بخواهد این مسئله محقّق باشد لازمۀ لاینفک نیست لوازم عادیه است لذا به آن لوازم عادیه میگویند. اما در لوازم لاینفک چه لازمۀ لاینفک عادی و طبیعی که به خود ماهیت الشیء برگردد یااینکه لوازم لاینفک شرعی و اعتباری، در هر دو صورت خارج از اصل مثبت است.

