اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۳۶

0
اصول
اصول

مفاد اخبار «من بلغ» و ادله تسامح در ادلۀ سنن

جلسه ۳۳۶

6
  • لوازم لاینفک ماهُوی مثل آن جایی که امر دائر بین متضادین است إمّا قیام أو إمّا جلوس و لا ثالثَ لَهُما فرض کنید شما وقتی که استصحاب قیام شیء را می‌کنید مثلاً شخصی در خیابان ایستاده و شما او را می‌بینید که الآن ایستاده و دارد حرکت می‌کند، دو دقیقۀ دیگر می‌گویید که ببینیم کجاست، می‌گویید که اینکه در اینجا راه رفته حتماً به این راه ادامه داده است لذا به‌دنبالش می‌روید و توقع دارید الآن به سه‌راه بازار رسیده باشد. وقتی کسی راه می‌رود بالأخره زمین را طی می‌کند و به مکان بعدی می‌رسد.

  • پس این استصحابی را که شما می‌کنید با استصحاب مَشی شما نفی جلوس و نفی سکون را می‌کنید و می‌توانید بگویید که لَیسَ بِساکن. به ضرس قاطع هم می‌توانید بگویید و بر این مسئله حکم بار کنید چون إمّا هذا و إمّا هذا، این لازمه لازمۀ عقلی است. یا شما نباید استصحاب بکنید و استصحاب حجیت ندارد و یک امر عادی و اعتباری است که دراین‌صورت اشکال در خود استصحاب هم وارد می‌شود و یا اگر استصحاب یک مبنای عقلائی دارد و یک واقعیت خارجی است پس وقتی که شما استصحاب مشی را می‌کنید حکم به عدم سکون کردید اگر استصحاب عدم سکون می‌کنید حکم به مشی می‌کنید، وقتی که شما در اینجا دارید می‌روید، استصحاب عدم سکون را که مشاهده کردید، آن استصحاب را الآن جاری می‌کنید خب حکم به مشی می‌کنید، این دیگر اصل مثبت نیست.

  • یااینکه در استصحاب عدم جلوس، باید حکم به قیام بشود با استصحاب عدم جلوس قیام ثابت می‌شود یا نمی‌شود؟ قیام ثابت می‌شود. چون إمّا قائم و إمّا غایب و لا ثالث لَهُما. با استصحاب عدم قیام جلوس ثابت می‌شود و اینها لوازم عادی نیستند. اینها لوازم عقلی و لاینفک هستند که اگر خدا توفیق بدهد در بحث استصحاب این بحث می‌آید و اشکالاتی در آنجا هست.

  • بنابراین در مانحن‌فیه هم مسئله به همین کیفیت است. یااینکه استصحاب قسم دوم شرعی باشد؛ شرعی یعنی همین. مگر شما نمی‌گویید که شارع قَسَّمَ الحیوان إلی قِسمیَن إمّا مذکّیٰ وَ هوَ الذّی زُهقَ روحُه بهذهِ الشّرائط وَ إمّا میتة وَ هوَ الذّی زُهقَ روحُه بغیرِ هذهِ الشَّرائط وَ لا ثالثِ لَهُما. پس وقتی که حیوان به شِقّین و به قِسمَین تقسیم می‌شود و ثالثی هم برای او نیست بنابراین طبق لوازم شرعی، با استصحاب عدم یک شقّ قطعاً اثبات شقّ دیگر خواهد شد و خود شرع این حرف را زده است و خود شما دارید می‌گویید که شرع تقسیم کرده است. پس وقتی که شما دارید با استصحاب عدم تذکیه غیر مذکّیٰ بودن او را ثابت می‌کنید در واقع دارید میته بودن او را ثابت می‌کنید و اینکه اصل مثبت نیست.