جلسه ۳۳۶
8پس این عدم زهاق بهعنوان کلی در اینجا منتفی است و تبدّل موضوع شده است. اگر منظور شما عدم زهاق عن شرائطٍ شرعیة است، الآن در اینجا عدم زهاق روح عن شرائطٍ غیر شرعیة است یعنی زهاق روح از شرائط شرعیه نشده است پس زهاق روح از شرائط غیر شرعیه شده است، این همان اصل مثبتی است که خود شما رد میکنید! در زمان حیات که الآن دارد حرکت میکند و راه میرود ما میتوانیم حکم کنیم که لَم یَزهَقُ روحُ هذا الغنمَ عَن شرائطٍ شرعیة؛ روح این از شرائط شرعیه زهاق پیدا نکرده است و الآن کشته شده و افتاده است، شک میکنید آیا زهاق روح از شرائط شرعیّه است یا از شرائط غیر شرعیه است؟ اگر از شرائط غیر شرعیه باشد نجس است و اگر از شرائط شرعیه باشد طاهر و حلال است. ما عدم زهاق روح را از شرائط شرعیه استصحاب میکنیم و این از شرائط شرعیه زهاق پیدا نکرده است. اولین اشکالی که به این وارد میشود این است که اگر استصحاب عدم زهاق روح از شرائط شرعیه موجب طهارت و عدم میته بودن بشود، این همان اصل مثبتی است که شما خودتان دارید رد میکنید. اشکال دوم با استصحاب دیگر تعارض پیدا میکند که آن استصحاب دیگر، عدم زهاق روح از شرائط غیر شرعیه باشد. چه کسی گفته است که استصحاب باید حتماً عدم زهاق روح از شرائط شرعیه باشد؟! ما عدم زهاق روح را از شرایط غیر شرعیه استصحاب میکنیم و با استصحاب عدم زهاق روح از شرائط غیر شرعیه میته بودن را برای این اثبات میکنیم و میگوییم که الآن زهاق روحی که برای این شده عَن شَرائطٍ غیر شَرعیة بوده است! چطور شما آن را استصحاب میکنید؟! این استصحاب با استصحاب مقابل معارضه میکند چون هردو امر وجودی هستند؛ هم شرائط شرعیه امر وجودی است و هم شرائط غیر شرعیه امر وجودی است. میگفتیم که بدون شرائط شرعیه و بدون شرائط غیر شرعیه استصحاب نمیشود چون تبدّل موضوع است.

