جلسه ۳۳۷
4فرق مردار با مرده در کلام مرحوم خوئی
مرحوم آقای خوئی میگویند که جواب از این مسئله این است که شارع در اینجا حکم میته را جدای از آن معنای عرفی و معنای لغوی نکرده است. ما دو نوع داریم؛ یکی حیوانی است که مات عن حتف أنفه باشد و بدون سبب خارجی بیفتد و بمیرد که از آن در فارسی تعبیر به مردار میکنند. حیوان دیگری است که بهواسطۀ سبب خارجی میمیرد حالا آن سبب یا سَبُعی باشد یا صاعقهای باشد یا یهود و نصاریٰ باشد یا مسلمانی باشد که متعمّد بر عدم بسم الله یا بر عدم اتّجاه قبله و غیر از اسباب شرعی باشد، هرچه باشد بدون تذکیه این موت و زهاق در اینجا انجام شده است که از آن در فارسی تعبیر به مرده میشود. پس یک مردار داریم و یک مرده داریم؛ مردار به آن چیزی میگویند که خودش بمیرد، قلبش سکته کند یا سِل بگیرد بمیرد سرطان بگیرد بیفتد بمیرد، حیوانها سرطان هم میگیرند؟! خلاصه سبب خارجی ندارد، فقط سبب سماوی است. به این مردار میگویند اما مرده به آن میگویند که سبب خارجی مباشرت داشت یعنی جهت، جهت داخلی نبود.
بنابراین همانطوریکه آیه هم دلالت بر همین مسئله میکند و میفرماید ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَة﴾ میته در یک طرف قرار داده شد و سایر موارد زهاق روح هم در یک طرف دیگر قرار داده شد ﴿وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَهِ بِهِۦ وَٱلۡمُنۡخَنِقَةُ وَٱلۡمَوۡقُوذَةُ وَٱلۡمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسۡتَقۡسِمُواْ بِٱلۡأَزۡلَٰمِ﴾ این موارد دیگر که با خنق است و با ضرب است و با آلات دیگر و بدون ذبح شرعی و امثالذلک است را شارع درمقابل با میته قرار داد بنابراین میته در اینجا به معنای مردار است نه به معنای مرده؛ یعنی میته به معنای ما زُهِق روحُه عن حتف أنفه است نه ما زُهِق روحُه إطلاقاً و ما غیر مُذکّیٰ. چون اگر غیر مذکّیٰ باشد همۀ اینها غیر مذکّیٰ است و دیگر «واو» نمیخواهد؛ اگر قرار باشد همۀ غیر مذکّیٰ داخل در میته باشند خدا هم میگوید که ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَة ... إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ﴾.

