جلسه ۳۳۸
3از این نقطهنظر شارع حکم میته را به غیر مذکّیٰ مباشر تسرّی داده است و اشکالی که در مورد آیۀ ﴿حُرِّمَتۡ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةُ﴾1 کردهاند جوابش داده شد که شأن نزول آیه در اول و ابتدای تشریع میته و غیر مذکّیٰ است لذا در لسان عرف آمده است اما در عرف متشرعه وقتی که حکم میته را به غیر مذکّیٰ ولو مباشرتاً امام علیهالسّلام جاری و ساری کند بنابراین حکماً و تنزیلاً نجاست مترتب بر غیر مذکّیٰ هم خواهد شد و این دیگر نیاز به استصحاب ندارد بلکه همان استصحاب عدم تذکیه در اینجا اثبات حرمت و نجاست را معاً میکند. این مطلب همانطوریکه عرض شد مبنای ما در اینجاست که همان مبنای شیخ انصاری است که قائل به نجاست در جلود، در مورد حیوان مشکوک به شبهۀ موضوعیه هستند و در اینجا هم قائل به عدم وجوب صلات حرمت و نجاست است.2
اشکال مرحوم خوئی بر کلام مرحوم آقا رضا همدانی در باب روایت قاسم صیقل
ایشان مطلبی را نقل میکنند و استدلالی را مرحوم آقا رضا در مصباح دارند که نسبت به آن استدلال بدوی ایشان اعتراض دارند.3 مسئله در باب اثبات به روایاتی که از ائمه علیهمالسّلام در باب طهارت لحوم و جلود وارد است برمیگردد. مورد بحث روایت قاسم صیقل است که دو روایت نقل میکند؛ یک روایتی است که از امام رضا علیهالسّلام بهعنوان سألت عن الرَّجل نقل میکند.
از حضرت سؤال میکند که شغل ما عمل و صناعت سیوف است و برای سیوف اغمده لازم است و ما این اغمده را از حمار میت و از بِغال [قاطر] میت استفاده میکنیم و این با لباس ما تماس پیدا میکند، حکم این چیست؟ ـ در ضمن هم این مطلب را مطرح میکند که ما غیر از این صنعت، صنعت و شغل دیگری نداریم، این را میگوید که مثلاً حضرت نفرمایند بروید زراعت کنید یا چیز دیگر، میگوید که ما کارمان همین شمشیرسازی است و غیر از این کار دیگری بلد نیستیم! ـ امام علیهالسّلام میفرمایند: «إتّخِذ ثوباً لِصلاتِك»4 منظور حضرت این است که صلات در ثوب اشکال دارد و ثوب طبعاً بهواسطۀ تماس با این چرم متنجّس میشود و نماز در آن اشکال پیدا میکند. این یک روایت است.
- . سوره مائده (5) آیه 3.
- . فرائد الأصول، ج 3، ص 200.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مصباح الفقيه، ج 8، ص 377؛ مصباح الأصول، ج 1، ص 362.
- . الکافی، ج ۳، كتابُ الصَّلاة، بابُ الرَّجُلِ یُصَلّی فی الثَّوبِ وَ هوَ غَیرُ طاهِرٍ عالِماً أو جاهِلاً، ص 4۰۷، ح 16:
«عن قاسِمٍ الصّیقلِ قال: كَتبتُ إلى الرِّضا علیهِالسّلامُ: أنّی أعمَلُ أغمادَ السُّیوفِ مِن جُلودِ الحُمُرِ المیتةِ فیُصیبُ ثیابی فأُصلّی فیها فكتب علیهِ السّلامُ إلیّ: ”إتّخِذ ثوباً لِصلاتِك“.
فكَتَبتُ إلى أبیجعفرٍ الثّانی علیهِالسّلامُ كُنتُ كتبتُ إلى أبیك علیهِالسّلامُ بِكذا و كذا فصَعَّبَ علیّ ذلِك فَصِرتُ أعملُها مِن جُلودِ الحُمُرِ الوحشیّةِ الذّكیّةِ فكتب علیهِ السّلامُ إلیّ: ”كُلُّ أعمالِ البِرِّ بِالصَّبرِ یَرحَمُكَ اللهُ فإن كانَ ما تَعمَلُ وَحشیّاً ذَكیّاً فلا بأسَ.“»
ترجمه: «قاسم صيقل گويد: طى نامهاى به امام رضا عليهالسّلام نوشتم: من از پوست الاغهاى مرده غلاف شمشير مىسازم و لباسم آلوده مىشود، آيا مىتوانم در آن لباس نماز بخوانم؟!
آن حضرت عليه السّلام برايم نوشت: ”براى نمازت لباس ديگرى برگزين.“
سپس خدمت امام جواد عليه السّلام نوشتم: خدمت پدرت چنينوچنان نوشتم و كار بر من مشكل شد. اكنون آن را از پوست الاغهاى وحشى ـ كه تذكيه شدهاند ـ مىسازم. آن حضرت عليهالسّلام برايم نوشت: خداوند تو را رحمت كند! اعمال نيك را به صبر واگذار اما اگر آنچه را كه مىسازى از پوست تذكيه شده الاغ وحشى باشد، اشكالى ندارد. (محقق)

