جلسه ۳۳۸
5صحیح بودن استدلال مرحوم آقا رضا در باب روایت قاسم صیقل
اما به نظر میرسد که همان دلیل مرحوم آقا رضا درست باشد و در نقد مرحوم آقای خوئی اشکال وارد است. جهت مسئله این است که وقتی آن شخص از تذکیه و موتیٰ سؤال میکند، میتوانست سؤال بکند که ما حمار وحش غیر موتیٰ را بهکار میبریم، میتوانست این مطلب را بگوید یعنی اگر در نزد این شخص طهارت مستند به غیر تذکیه باشد ـ ذبح عن غیر تذکیةٍ ـ چه داعی دارد که بگوید: ما اینها را تذکیه میکنیم؟! خب میگفت که ما از حمار غیر میت استفاده میکنیم، حماری که منبابمثال ذئب آن حمار را کشته است یا حماری که ما آن را بدون تذکیه کشتهایم، حماری که به هر جهت مرده است.
پس اینکه آمده حکم را به تذکیه برده است دلیل بر این است که غیر تذکیه را در عرف آن زمان و در عرف خودش ملحق به میت کرده است و امام علیهالسّلام که جواب میدهند میفرمایند که اگر تذکیه بشود «فلا بأس» والاّ امام میتوانست اینطور بگوید که اگر میت نباشد «فلا بأس»، چرا آمده گفته است که اگر تذکیه باشد؟! اگر مقصود این است که اعم از تذکیه و غیر تذکیه طاهر است، فقط موردی خارج است که آن مورد میته باشد، اگر اینطور باشد امام [باید] بفرمایند: إن کان غیر میتة فلا بأس که همۀ موارد را شامل بشود.
عدم اختصاص غیر مذکّیٰ به میته
بنابراین شارع فرموده که إن کان مذکّیٰ یعنی اگر غیر مذکّیٰ باشد فَفیه بحثٌ و غیر مذکّیٰ خودش عام است، شما چه حصری دارید که منظور از غیر مذکّیٰ میته است؟! چه دلیلی دارید؟! مورد که مخصِّص نیست! برفرض که مورد، مورد میته و مذکّیٰ است حضرت مذکّیٰ را اختیار کرده است پس حضرت میفرمایند که مذکّیٰ طاهرٌ و غیر مذکّیٰ نجسٌ. حالا غیر مذکّیٰ اعم از میتۀ حتف أنفه باشد یا میتۀ با شرایط غیر تذکیه باشد.

