جلسه ۳۴۱
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا
جلسه ۳۴۱
6ببینید که این مطلب را چطور مثل پیچ و مهره پیچاندند! اینها از بیکاری است! هیچ تعجب نکنید. آقا بیکار است یااینکه فرض کنید از درس آمده و مخدره هم نیست که آقا را سرحال بیاورد و این دیگر مجبور است که فکرش را اینطوری میکند، آن طوری بکند، انشاء اول درست کند و انشاء دوم درست کند! یک چایی هم خورده و سرحال آمده است حالا شروع میکند به این انشاهای جدید کردن! درحالیکه همۀ اینها با یک حرف پتۀ همۀ آنها ریخته میشود!
بنابراین تقریر کلام مرحوم آخوند به این کیفیت بود که چرا امر دوم نمیشود ناظر به امر اول باشد، دلیلش این است که اگر امر دوم حاکی از انشاء اول است که شارع در انشاء اول قصد وجه نمیتواند انجام بدهد چون قصد وجه باید مسبوق به امر اول باشد درحالیکه امر اول امر به صَلّ است و امری در اینجا نداریم. اگر این انشاء دوم، انشاء ابتدایی درقبال انشاء اول باشد بنابراین شارع دو انشاء کرده است؛ انشاء اول بدون قصد وجه به أمر أجزاء الصَّلوة تعلق گرفته است و انشاء دوم به قصد وجه تعلق گرفته است پس انشاء اول بدون قصد وجه است. پس در انشاء اولی که شارع کرده و گفته است که صَلّ، اگر از شارع سؤال کنیم که آیا قصد وجه را لحاظ کرده یا نه اصلاً نمیداند چه بگوید، اگر بگوید که کردم میگوید که باید مسبوق به امر باشد و اگر بگوید که نکردم پس عبادتی را از مکلف خواسته که بدون قصد قربت است.
لذا مرحوم آخوند میفرمایند که به انشاء اول و به انشاء ثانی قصد وجه متمشی نیست. عقل در اینجا حاکم به قصد وجه است نه شرع یعنی عقل در اینجا میآید و انشاء اول، دوم، سوم و چهارم هم ندارد. وقتی همان انشاء اول از شارع متمشی و صادر میشود، عقل حاکم است بر اینکه این عمل باید تَقَرُّباً إلیَ الله باشد. خیلی خب پس دیگر مشکل حل است.

