جلسه ۳۴۱
4عدم تفرّع حسن احتیاط بر احتیاط
البته اگر نظرتان باشد ما در آنجا گفتیم که حُسن احتیاط متفرع بر احتیاط نیست بلکه تعلق به احتیاط گرفتیم و متعلَقِ آن احتیاط است و خود آن متعلِق است. و جواب این مسئله همین مطلبی بود که ما در همانجا بیان کردیم.
منتها اشکالی که در اینجا هست به این نکته برمیگردد یعنی جوابی که آقای خوئی میدهند همانی است که ما در آنجا گفتیم منتها ایشان به یک صورت دیگری میخواهند به این اشکال پاسخ بدهند. مطلب ایشان این است که آیا در انجام احتیاط جزم به نیت قربت شرط است؟ یعنی مکلف جازم باشد بر اینکه در این عملی که انجام میدهد تقرب است و در نفس این عمل تقرب است. مثل اینکه در یک مورد خاصی امر بهخصوصی بیاید خب مکلف هیچ شکی ندارد بر اینکه نیت قربت تعلق گرفته است بِهذا الفِعل الخاص الصّادِر مِنه وَ هو مَطلوبٌ لِلمولیٰ و الرّضا لِلمولیٰ، این یک قسم است. یااینکه نه، عقل به صرف اتیان فعل به رجاء مطلوبیت هم اکتفا میکند یعنی به صرف اینکه این عمل مطلوب برای مولا است ولو اینکه نیت قربت در خصوص آن نداشته باشد، کفایت میکند و در این [مورد] لازم نیست که مکلف حتماً بهخصوص و بشخصه در خصوص آن فعل نیت قربت کند. همینکه این فعل را انجام میدهد برای اینکه ممکن است مورد رضای مولا باشد یَکفی فی العُبودّیة وَ الانقیاد، این مسئله کفایت میکند.
در این مسئله سه صورت میشود ترسیم کرد یعنی این مسئله مبتنی بر این است که نیت قربت به چه کیفیت از مکلف متمشی بشود. قول اول در این مسئله آن است که امکان ندارد نیت قربت و تقرب که به آن قصد وجه گفته میشود از امر مولا ـ چه به امر اولی و چه به امر ثانوی ـ متمشی باشد، ممکن نیست. یعنی وقتی که مولا میگوید که صَلَّ، از این قصد وجه متمشی نمیشود. چرا؟ چون قصد وجه مبتنی بر سبقت امر و سابقیت امر از ناحیۀ مولا است و فرض ما این است که این امر در اولین مرتبه آمده است. مولا میگوید که صَلّ بِهذهِ الشّرائط؛ أوّلُهُ التَّکبیر وَ آخِرُهُ التَّسلیم و أوسطهُ هکَذا، صَلّ بِهذا الشِّکل، دیگر امر ابتدایی صَلّ نمیتواند قصد قربت را لحاظ کند. چرا؟ چون قصد وجه مسبوق به امر ابتدایی است درحالیکه الآن امری نیست.

