جلسه ۳۴۲
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا
جلسه ۳۴۲
9تلمیذ: خلاصه یک نفر میتواند ملاک را احساس کند و درک کند ولو اینکه امری نرسیده باشد.
استاد: خودش امر است و لذا بزرگان در اینجا میگویند که هر شخصی که بتواند از نقطهنظر روحی به عالم ملاک و عالم شرع برسد بدون اینکه احتیاج به چیزی باشد خودش میتواند مطلب را درک کند.
تلمیذ: پس خلاصه فعلیت و تنجز را اینجا الزامی نمیداند، یک نفر ملاک را پی ببرد میتواند نسبت به آن حکم کند.
استاد: ببینید اصلاً شما چرا در اینجا بحث فعلیت و تنجز را مطرح میکنید؟! فعلیت و تنجز در مراتب متأخرۀ از انشاء هستند فعلاً ما بحثمان بحث ملاک است، بعد از ملاک انشاء است و بعد از انشاء تنجز است و بعد از تنجُز فعلیت است، ما اصلاً این تنجز و فعلیت را کنار میگذاریم و اصلاً راجع به این بحث نمیکنیم. ما این بحث را میکنیم که اگر شخصی به عالم ملاک برسد آیا در اینجا انشاء حکم هست یا نه؟ ما میگوییم که بله انشاء حکم است. حالا وقتی حکم انشاء شد نسبت به او تنجز پیدا میکند چون میفهمد، حالا که تنجز پیدا کرد یا او مبتلا است که فعلیت میشود یا مبتلا نیست که در همان مرحلۀ تنجز میماند. خب این جواب اشکال اول بود.
اشکال دومی که نسبت به این مسئله کردند این است که لَو فُرِض بر اینکه حُسن احتیاط علت تامۀ برای امر است. خب از کجا معلوم است که علت تامّۀ برای امر مولوی است؟! شاید علت تامۀ برای جامع امر باشد یعنی علت تامه برای مطلوبیت است که آن مطلوبیت جهت جامع دارد نهاینکه خود او فیحدّنفسه امر است. دلیلی هم که میآورند دلیل باب تزاحم، الأهم و مهم را میآورند یااینکه فرض کنید حُسن بعضی از امور بدون تعلق امر را در اینجا میآورند و این نشان میدهد که واقعاً حوزۀ نجف ـ خب همۀ این مطالبی که گفته شده است برای حوزۀ نجف است ـ در چه جمودی از این مراتب علم قرار گرفته بود. یعنی شما تصور کنید مثلاً درس مرحوم آخوند خراسانی مرحوم صاحب کفایه یااینکه مثلاً درس مرحوم حاج میرزا حبیبالله ...، باز هم مرحوم میرزا حسن تقریراتش فرق میکند.

