اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۴۲

0
اصول
اصول

تنبیهات أصالة البرائة - التنبيه‏ 2: حسن الاحتياط شرعا و عقلا

جلسه ۳۴۲

3
  • بنابراین در مسئلۀ حُسن، ملاک برای مطلوبیت حُسن است؛ یعنی علت برای مطلوبیت مولا حُسن فعل است زیرا هم به قواعد عقلیه و هم به ادلۀ نقلیه کُلُّ شَیءٍ یکونَ مُقَرّباً بالله تَعالی فهوَ مَطلوب؛ یعنی هم ادلۀ عقلی بر این مسئله حاکم است و هم این‌همه از ادلۀ نقلیه نسبت به این مسئله وجود دارد که المُقرَّبِ إلی الله تعالی و المُقرّب إلی رضوانِهِ تعالی فهوَ المطلوب، یا این‌همه روایاتی که در اینجا در باب تفویض امر و اختیار فعل و ترک به مکلف نسبت به انجام و اتیان فعل داریم.

  • مثلاً در باب تیمم مریض، امام علیه‌السّلام می‌فرمایند: «قَتَلوهُ قَتَلَهُمُ اللَه‌»1 خب در اینجا امر به تیمم این یک مسئله‌ای است که حسن عقلی دارد، امام علیه‌السّلام می‌فرماید که در اینجا خودت نگاه کن که عقلت چه حکم می‌کند؟! عقل می‌گوید که اگر در این شدت بَرد و شدت مرض با آب و با ماء بخواهد وضو بگیرد موجب هلاکت است. عقل حکم به وجوب تیمم می‌کند و دیگر احتیاج نیست از ناحیۀ شارع هم یک امر مجدد بر این مسئله برسد. مگر شارع در هر موردی باید امر کند؟! این‌همه امور و تکالیفی داریم که اینها برحسب آن کیفیت قضاوت عقل است. در باب قضا و در باب معاملات در بسیاری از اینها خود شارع کیفیت امر را موکول به نحوۀ اختیار مکلف کرده است یا در باب عبادات کیفیت عبادات را موکول به آن نحوۀ آن مکلف کرده است. راوی با امام صادق علیه‌السّلام طواف می‌کند و یک برادر مؤمنی می‌آید و حاجتی دارد و این از او ساخته می‌شود و این انجام نمی‌دهد. حضرت فرمودند که چرا حاجت برادر مؤمنت را انجام ندادی؟! گفت که یا ابن‌رسول‌الله مشغول طواف هستم. حضرت فرمود که طوافت را ترک کن و دوباره بیا انجام بده.2 اگر این را انجام ندهی حاجت او تفویت می‌شود و باید ببینی کدام مقدّم است.

    1. الكافي، ج ‌3، بابُ الكَسیر و المَجدور و مَن به الجِراحاتُ و تُصیبُهُمُ الجَنابَة، ص 68، ح 4:
      «عن جعفرِ بنِ إبراهیم الجعفریِّ عن أبی‌عبدِ اللهِ علیهِ السّلامُ قال: إنّ النّبیّ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ ذُكِر لهُ أنّ رجُلاً أصابتهُ جنابةٌ على جُرحٍ كان بِهِ فأُمِر بِالغُسلِ فاغتَسَل فكُزَّ فَماتَ فقال رسولُ اللهِ صلّى اللهُ علیهِ و آلِهِ: قَتلوهُ قَتَلَهُمُ اللهُ إنّما كانَ دواءُ العیِّ السُّؤال
      ترجمه: «جعفر بن ابراهيم جعفرى گويد: امام صادق عليه‌السّلام فرمود: نزد پيامبر گرامى صلّى الله عليه و آله سخن از مردى به ميان آمد كه جراحتى داشته و دچار جنابت شده بود و مردم به او دستور غسل داده و او هم غسل كرد، ولى كزاز گرفت و درگذشت. رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم فرمود: ”او را كشتند، خدا آنها را بكشد! همانا درمان جهل و نادانى، پرسش است.“»
    2. المؤمن، حسین بن سعید اهوازی، ص 48؛ مستدرك الوسائل، ج 9، ابواب الطواف، باب 29 ـ بابُ جوازِ قَطعِ الطَّوافِ المَندوب مُطلَقاً ... و استحباب القَطعِ لِقضاءِ حاجَةِ المُؤمِنِ و نَحوها، ص 402، ح 3.