جلسه ۳۴۳
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که اشکالاتی بر وجه اول از وجوه رفع اشکال تقرب وارد کردند و دو اشکالش مطرح شد، اشکال سوم این بود که لو فرض که حسن احتیاط عقلاً موجب تعلق امر مولوی خواهد بود اما دلیل بر اینکه امر مولوی تعبدی باشد و به عبارت دیگر اصلی یا امر مولوی توصلی، خب در این مسئله [حرف] هست. مثل اینکه اوامری که دلالت بر اطاعت میکنند یا اوامری که دلالت بر حسن معرفت الله میکنند؛ امر به معرفت الله و امثالذلک، در اینها معنای تقرب متمشی نمیشود بلکه این امر، امر توصلی است. بنابراین اشکال به حال خود میماند که اگر حسن احتیاط در دَوران امر بین وجوب و غیر استحباب باشد، چگونه نیت تقرب نسبت به این متمشی میشود؟!
جوابی که به این مسئله میشود داد این است که آنچه که ما در باب احتیاط لازم داریم عبارت از رضایت مولا به مسئلۀ احتیاط است و همین برای تقرب و نیت قربت کفایت میکند و این قضیه نهتنها در موارد مشکوکه در مانحنفیه بلکه حتی نسبت به موارد متیقن الأمر که مکلف نسبت به اتیان و برائت ذمه شاکّ هست، در آنجا هم این مسئله موجود است.
[منبابمثال] در باب صلات به جهات اربعه یا در دَوران امر بین صلات جمعه یا صلات ظهر و همینطور در بسیاری از تکالیفی که در آنجا مسئله دائر بین دو امر ثبوتی است، طبعاً نسبت به آن مورد هم قضیه همینطور است. یا فرض کنید در شکّ بین قصر و اتمام، خب در آنجا در جمع بین دو قضیه مسئله از باب حسن احتیاط است منتها حسن احتیاطی که منبعث و معمول از امر است نه حسن احتیاطی که خودش علت برای امر بشود کما فیما نحن فیه. آنچه که برای مکلف اتیان و ادراک آن لازم است عبارت از احتیاط براساس رضایت مولا است حالا آیا این رضایت مولا نسبت به احتیاط مسبوق به امر است و این احتیاط از باب برائت ذمه و رفع اشتغال یقینی انجام میگیرد مثل قول صلات به جهات اربع یا جَهَتین بنا بر اقویٰ؟! خب این یا به این کیفیت است یااینکه از باب دَوران امر بین وجوب و غیر وجوب است که مکلف در اینجا احتمال امریت میدهد؟!

