جلسه ۳۴۳
3در هردو صورت مکلف عالم است بر اینکه رضایت مولا به تعدد فعل تعلق گرفته است، خب این مورد هیچ تفاوتی با مورد دیگر ندارد. در آن موردی که مکلف به جَهتین یا اربع جهات نماز میخواند، در آنجا در کدام یک از این نمازها باید نیت قربت داشته باشد؟ مکلف که دارد به اربع جهات نماز میخواند، در دلِ خودش نسبت به صلات شاکّ است و دیگر نیت قربت متمشی نمیشود. آیا صلات به این جهت مورد نظر مولا است یا صلات به آن جهت؟! شاکّ است و از شخص شاکّ که نیت قربت متمشی نمیشود. وقتی که شما امری را بنا بر احتیاط انجام میدهید، امکان ندارد در آنجا شما نسبت به خصوص فعل نیت تقرب کنید چون امر، امر مشکوک است؛ خودتان دارید میگویید که مشکوک است بنابراین در کدامیک از این اربع جهات نیت قربت متمشی است؟ در هیچکدام، چون هر طرف شاکّ است هم در اینطرف و هم در آنطرف، در همۀ اینها مسئله مسئلۀ شاکّ است و خود مورد، مورد مشکوک است.
عدم تعلق نیت در تقرب صلات به نَفس فعل بخصوصه
درعینحال ما میگوییم که صلات به اربع جهات مبرئ ذمه است. دلیلش چیست؟ دلیلش این است که نیت در تقرب صلات همانطوریکه بین اعلام رائج و دارج است به نَفس فعل بخصوصه تعلق نگرفته است یعنی به نفس همین فعلی که مکلف الآن فی هذه اللَّحظَه مُشتغِل به هذه الفعل است تعلق نگرفته است بلکه مکلف در مقام عمل به یک مسئلۀ کلی توجه دارد و نیت تقرب را به این فعل ندارد، به عمل دارد و حالا آن عمل گاهی از اوقات عمل مُتفرّد است درحالیکه مکلف متیقن است و شاکّ نیست یا عمل غیر مُتفرّد است مثل آنجایی که مکلف به اربع جهات نماز میخواند نهاینکه تقرب به نفس این عمل تعلق بگیرد.
مکلف در مقام امتثال میگوید که خدایا من عبادتی را که انجام میدهم قربةً إلی الله است! نهاینکه این عملی را که الآن دارم انجام میدهم قربةً إلی الله است! نه من برای ابراء ذمه و تقرب إلی الله قیام و اقدام کردم چون امر موجود است منتها از باب تطبیق مصداق بر کلی یا از باب انطباق کلی بر مصداق در مواردی که مشکوکه نیست، طبیعتاً نفس آن کلی که آن عمل عبادی است منطبق بر این مورد متفرد خواهد شد و این انطباق، انطباق طبعی است. در مواردی که مورد مشکوک است و مکلف شاکّ است، آن کلی طبیعی منطبق بر چهار فعل خواهد شد نه بر یک فعل، پس همۀ آن چهارتا مورد برای تقرب است منتها نه بِنَفسه.

