جلسه ۳۴۳
4لذا در موقع اتیان به صلات به اربع جهات اصلاً ممتنع است که مکلف نسبت به فعل خاص نیت تقرب کند چون فعل خاص مشکوک است و معلوم نیست، به اینطرف نماز میخواند شاید قبله به اینطرف باشد و به آنطرف نماز میخواند شاید قبله به آنطرف باشد، چگونه متمشی است؟ تمشی ندارد. درعینحال که ما میگوییم که در آنجا تقرب موجود است. بنابراین ما باید به این نکته متوجه بشویم که اینکه آقایان میفرمایند که در صلات نیت قربت شرط است، بدانید متعلَق این نیت چیست؛ اگر نیت به نفس فعل تعلق گرفته است که در بسیاری از موارد این متمشی نمیشود، پس این نیت به أمرٌ کلّیٌ هو عبارةٌ عَن التّعبُّد لله و القیامِ لله و العمل لله تعلق گرفته است. وقتی که در صلات ظهر و مغرب شما دارید نماز میخوانید و میگویید که الله اکبر، با این الله اکبر نیت نمیکنید که این نماز خاص تقرباً إلی الله است، میگویید که اقدام من در این موقع، اقدام و قیام من لله است و من از باب رفع تکلیف و انجام تکلیف اقدام لله و قیام به تکلیف کردم. حالا چون این مورد، مورد خاص یقینی یا ظنی است، دیگر ثانی ندارد و طبعاً انطباق آن کلی بر این، انطباق طبعی است و کَم مِن فرقٍ بین این مورد و این مبنا و اینکه ما نفس آن مورد بهخصوص را مورد برای تعلق نیت قربت بدانیم، آن اینطور نیست.
بناءًعلیٰهذا مشکل در مانحنفیه هم بر طرف میشود گرچه امر به تعدد و قیام به اتیان فعل احتیاطاً توصلی باشد، چه اشکال دارد؟! مگر در امر به صلات به اربع جهات، آن امر و آن احتیاط توصلی است ... اما به اربع جهات توصلی است گرچه نفس صلات ظهر یا عصر تعبدی و مولوی است اما قصر یا اتمام و یا جمع بین این دو که توصلی است. توصلی بودن مانع از انعقاد نیت تقرب در مورد مشکوک نیست. در هر احتیاطی امر توصلی داریم همانطوریکه قبلاً در بحث احتیاط این مطلب ذکر شد و کیفیت اختلاف ارشادی بین مبنای ما و مبنای قوم معلوم شد که در مبنای ما گرچه امر، امر ارشادی است اما امر ارشادی توصلی است که رضای مولا و نیت تقرب بر آن مترتب است نه صرف امر ارشادی که میگویند که امر ارشادی است و در آن [نیت] قربت نیست.

