جلسه ۳۴۳
5بنابراین در مانحنفیه هم مسئله همین است، در مانحنفیه وقتی که مکلف قیام به این متعلَق امر میکند، در اینجا حسن احتیاط موجب تحقق امر توصلی است و برایناساس در اینجا نیت تقرب پیدا میشود. پس مکلف در اینجا میگوید که چون خدایا تو امر توصلی کردی من این را انجام میدهم، این نیت تقرب نیست؟! پس چیست؟! پس نیت تقرب به چه میگویند؟! مگر شاخ دارد؟! چون خدایا در اینجا رضایت تو بر این است که این را انجام بدهم، انجام میدهم چون رضایت تو بر این است که من در مقام انقیاد باشم انجام میدهم والاّ صد سال من این را انجام نمیدادم. چه فرقی میکند که مسئله در انقیاد عبد حتماً امری موجود باشد یااینکه امری از یک حکم عقلی متولّد بشود؟! هردو یکی است و هردو انقیاد است و هردو در مقام اطاعت است و در هردو نیت تقرب شرط است. اگر نیت تقرب نبود که صد سال این را انجام نمیداد! میگفت که مگر مریض هستم که امر واجب را انجام بدهم، اینقدر کار و زندگی داریم میرویم سر کار و زندگیمان و کارهای بهتر میکنیم چرا نماز بخوانیم؟! پس اینکه میگوید که دست از مسائل مهمتر برمیداریم و به نماز میپردازیم، بهخاطر این است که در اینجا یک امر توصلی را مفروض میداند لذا در اینجا این کار را انجام داده است. این جواب سوم بود.
تلمیذ: ببخشید، اینجا در مسئلۀ ثوب هم اگر مکلف در انجام فعل قصد قرب کند و در قصد ثوب هم رضای مولا را [درنظر بگیرد] و این لباسش را بشوید و نمازش را بخواند، اگر این قصد رضای مولا مدّنظرش است این جنبۀ تقرب را چطور پیدا میکند؟
استاد: انسان در هر حالی میتواند آن رضایت مولا را لحاظ کند و بر آن ثواب مترتب است، مثلاً در همینجا. اما اگر حالا فرض کنید که در یک مورد این کار را نکرد، مثلاً میگوید که من اصلاً اهل نماز نیستم ولی دلم میخواهد این لباس را بشویم. خب آیا ثواب برده است یا نه؟ ثواب نبرده است ولیکن قصد مولا را هم انجام داده است. یعنی اگر الآن میگوید که اصلاً نماز نمیخوانم و واقعاً نیت کرده است بر اینکه نماز نخواند ولی درعینحال میگوید که این لباس کثیف است و بو میدهد، بهخاطر اینکه این کثیف است میرود این لباس را میشوید. الآن در اینجا قصد و غرض مولا نسبت به مسئلۀ مقدمی و توصلی انجام شده است و لباس الآن طاهر است بعد پشیمان میشود و توبه میکند و میگوید که من نماز میخوانم، حالا با این ثوب نمیتواند نماز بخواند؟! میتواند نماز بخواند. بنابراین در این اصلاً تقرب شرط نیست.

