جلسه ۳۴۸
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
ظهور در مولویت داشتن طبع اولیۀ قضیۀ امر
دو مطلب از جلسۀ قبل باقی مانده است؛ مطلب اول اینکه آیا اوامر احتیاط مولوی هستند یا ارشادی؟ راجع به این مسئله مرحوم آقای خوئی نظرشان بر این بود که اوامر احتیاط مولوی هستند و ادلۀ به ارشادیت ... اصل از آن مسبوقیت به حکم عقل، مانع برای مولویت نخواهد بود زیرا بسیاری از اوامر مولوی مسبوق به حکم عقل بر آن موضوع خودشان هستند مانند حرمت قتل نفس محترمه و یا حرمت ظلم، سرقت، کذب و امثالذلک. و از آنجایی که طبع اول قضیۀ امر بر مولویت است و ظهور در مولویت دارد تا صارفی از مولویت و قرینهای وجود نداشته باشد باید حمل بر مولویت بشود. مطالبی در این زمینه بیان شد.
مطلب دیگر که همان امر دوم است این است که بنا بر مولوی بودن آیا این امر به نفس فعل بِما هوَ هو تعلق گرفته است یا به فعل به لحاظ ادراک واقع تعلق گرفته است؟ یعنی به لحاظ ادراک امر محتمل و امر متوقع.
دو دلیل برای صورت دوم ذکر شده که همان امر مولوی تعلق به فعل به لحاظ ادراک واقع گرفته است، نه به نفس فعل بِما هوَ هو. یعنی وقتی که مولا امر بر احتیاط میکند، اوامر احتیاطیه که «قِف عِندَ الشُّبهة» و امثالذلک است در اینجا مقصود، اتیان آن فعل است یا نهی از آن فعل است، نه بهجهت خودش که در خود آن فعل مصلحتی هست یا مفسده هست بلکه مصلحت و مفسده فقط منحصر در ادراک واقع است و شارع برای عدم فوت مصلحت حکم به احتیاط میکند و آن احتیاط، احتیاط مولوی و وجوبی است.
دو دلیل برای این مطلب ذکر کردهاند؛ دلیل اول اینکه شکی نیست که اوامر احتیاطیه اوامر توصلیه است و در اوامر توصلیه نمیشود که قصد قربت لحاظ شود یعنی جنبۀ عبادت در اینجا ندارد، جنبۀ عبادت مربوط به آن امر محتمل اول میشود. آن جنبۀ عبادت دارد اما در اوامر توصلیه لحاظ عبادت در آن اوامر توصلیه این نیست، بلکه برای رسیدن به آن ذیالمقدمه و ادراک واقع است.

