جلسه ۳۴۸
5منبابمثال وقت نماز ظهر است و نمیدانیم که رو به قبله شد یا نشد، اتجاه واقع شد یا نشد خب در اینجا مکلف صلاة را مکرراً میخواند. در این تکرار قصد قربت هست یا نه؟ مُعوّلاً علی الأمر المحتمل یعنی الآن قصد قربتی که او انجام میدهد بر همان امر محتمل است ـ یعنی بقاء امر محتمل ـ او دارد انجام میدهد. أضف إلی ذلک اینکه امر مجدد به احتیاط آمده است و امر مجدد به احتیاط هم خودش موجب یک قصد قربت مجدد است و این اشکال ندارد، چه انسان اتیان آن امری را که میکند به قصد امر محتمل باشد یا اتیان فعل آن فعلی باشد که امرِ اوامر احتیاطی به آن تعلق گرفته به لحاظ امر مجدد باشد، امر مجدد اوامر احتیاط است «قِف عِندَ الشُّبهة» کذا و کذا و یا فرض بکنید که در جمع بین صلاة ظهر و صلاة جمعه و در مسائلی که شک بین وجوب صلاة ظهر و صلاة جمعه است یا فرض بکنید که در مورد اقلّ و اکثر و امثالذلک در موارد شبهات و موارد اشتغال در اینجا آن امر مجدد وجود دارد. این اشکال اول بر ثبوت اوامر احتیاطیه که متعلَّق به نفس فعل است.
عنوان احتیاط در جایی است که مسبوق به امر محتمل باشد
تأسیسی بودن اوامر مولوی
اشکال دومی که شده آن اشکال این است که در اوامر احتیاطیه عنوان احتیاط اصلاً در اینجا آمده است «قِف عِندَ الشُّبهة»! «أخوكَ دینُكَ فاحتَط لِدینِك»1 یعنی عنوان احتیاط در جایی است که این مسبوق به امر محتمل باشد. پس در سلسلۀ طولیه قرار میگیرد و متأخّر از امر اول است. بنابراین اوامر احتیاطی که بعد از امر اول میآید، «أخوكَ دینُكَ فاحتَط لِدینِك» کجا باید احتیاط کرد؟ در آنجایی که مسبوق به امر باشد، در آنجایی که مسبوق به نهی باشد، در اینجا باید احتیاط کرد. بنابراین در جایی که موقع و ظرف، ظرف مسبوقیت به امر محتمل است، در آنجا اوامرِ متجدد ناظر به امر اول است نهاینکه خودش مؤسّس باشد و در اوامر مولویه تأسیس است، نه تجدید و نه تقریر؛ یعنی امر مولوی میآید یک حکمی را تأسیس میکند که مترتب بر موضوع است.
- . الأمالي، شیخ مفيد، ص 283.

