جلسه ۳۴۹
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
1
مرحوم آخوند پس از بحث حُسن احتیاط عقلاً تمسک به احادیث «مَن بَلَغ» میکنند و بهعنوان ما یُقال راجع به این مسئله بحث احادیث «مَن بَلَغ» را پیش میکشند. البته چون ما قبلاً این بحث را کرده بودیم، دیگر نسبت به خود احادیث نمیپردازیم بلکه فقط مختصراً کیفیت استدلال را بنا بر این مسئله و مبنا مطرح میکنیم؛ برای حُسن احتیاط فرمودند که احادیث «مَن بَلَغ» دالّ بر حُسن احتیاط است زیرا درصورت احتمال امر متوقع بر وجود شیء یا نهی متوقع بر نفی شیء به مقتضای احادیث «مَن بَلَغ» در اینجا ثواب بر این مسئله مترتب است.
ما بحث کردیم که آیا احادیث «مَن بَلَغ» دلالت بر ثواب میکند یا صرفاً جهت ادراک واقع و رجاء برای ادراک واقع است. اگر مضمون احادیث «مَن بَلَغ» عبارت از ایجاد مصلحت در نفس فعل باشد سواءٌ اینکه امر محتملی موجود باشد یا معدوم، دراینصورت بر خود نفس امر استحبابی تعلق میگیرد و اگر مقصود از احادیث «مَن بَلَغ» عبارت از نفس ادراک آن واقع باشد، نه ایجاد مصلحت در آن فعل، بنابراین ثواب بر اتیان آن فعل نیست بلکه از باب اقدام بر عملی است به نیت صالحه که براساس نیت صالحه در آنجا ثواب مترتب میشود. پس بر خود آن فعل ثواب تعلق نمیگیرد و امر در اینجا محقق نمیشود یعنی احادیث «مَن بَلَغ» امر درست نمیکنند یعنی جعل امر و انشاء امر نمیکنند بلکه صرفاً بهواسطۀ همان اجرای نیات صالحه برای ادراک واقع است که ثواب بر همان تعلق میگیرد.
ما در بحث احادیث «مَن بَلَغ» گفتیم که آنچه که در احادیث مدّنظر است همان عنوان بلوغ است؛ باید بلوغ صدق کند حالا همانطوریکه این مسئله در سایر امارات شرعیه موجود است که احتمال خلاف با آن حکم شارع به مُؤمّنیت و منَجّزیت اَماره رفع میشود، احادیث «مَن بَلَغ» هم در اینجا در همین باب است. در احادیث «مَن بَلَغ»، بلوغ باید باشد بعد اگر چنانچه احتمال خلافی در اینجا مُتَطرِّق شد، اینجا با جنبۀ مُؤمّنیت و منجّزیت رفع آن احتمال میشود و شارع ثواب بر اقدام بر فعل را مترتب میکند. خب در مانحنفیه هم مسئله از همین باب است؛ در مانحنفیه ـ مسئلۀ حُسنِ احتیاط ـ اگر ما قائل باشیم بر اینکه امری بالغ باشد پس در اینجا ثواب هم مترتب بر همان امر خواهد بود. اگر امری به مرتبۀ بلوغ نرسیده باشد، احادیث «مَن بَلَغ» شامل این مورد نخواهند شد لذا نسبت به این مطلب ما خیلی پافشاری نمیکنیم و بحث راجع به آن را زائد میدانیم.
- . ... وظیفۀ دولت هست که تأمین کند. خمس نصفش برای سادات است، نصف آنهم سهم امام است که امام هم البته در همان مصارفِ در وهلۀ اول سادات باید صرف کند، اگر زائد شد در مصارف دیگر، این دیگر به تشخیص خود امام است. یعنی در وهلۀ اول باید صرف سادات فقیر بشود و بعد از اینکه استیعاب شد بعد صرف در مصارف عمومی دیگر بشود مثل موارد اصلاح و عمران و همان امور کلی مجتمع باید باشد.
لسان روایات ناظر بر بودن خمس برای امام (ت)
اصلاً بهطورکلی لسان روایات ناظر بر این است که خمس برای امام است بعد امام نصف آن را به سادات میپردازد البته سادات فقیر، نهاینکه از اول نصفش برای سادات باشد و این مسئله مسئلۀ مهمی است. همین طلبۀ غیر سید اولاً و بالذات نباید از سهم امام صرف کند بلکه باید از همین مجاری دولتی و مقررات دولتی صرف کند ولی چون نیست و نمیدهند خب در اینجا دیگر مسئله فرق میکند و میرود جزو آن مصارف کلی که به ید و اختیار امام است و از این باب است.
حکم صرف خمس برای افراد فقیر در فامیل (ت)
الآن یکی از مسائلی که هست و افراد نسبت به این قضیه کارشان اشکال دارد این است که شخص مُؤدّی که خمس میدهد میگوید که در خانوادۀ ما در فامیل فقیر هستند خب انسان میگوید که از سهم سادات مثلاً به او بپردازد. ولی بعضیها میگویند که در فامیل ما خانوادۀ عام فقیر است و میخواهند که از این خمس مبلغی به آنها داده بشود، این به نظر نمیآید صحیح باشد. اگر شخص بخواهد به آنها کمک کند خب از پول جیبش به آنها کمک کند، نباید از سهم امام صرف کند. بعد انسان میبیند که اگر این را بگوید، صرف نمیشود؛ بعضیها هستند به انسان میگویند که آقا راجع به فلان مورد ما این مبلغ را بپردازیم و اگر انسان بگوید که از خودتان بدهید نمیدهند و خب آن مورد روی زمین میماند لذا انسان از روی ناچاری میگوید که آن مورد را بپردازد.
نظر علامه طهرانی نسبت به صرفِ سهمین برای طلاب (ت)
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ نسبت به صرفِ سهمین برای طلاب نظرشان این بود، میگفتند که اگر بگوییم که این به طلبه نمیرسد و باید از مجاری دیگر باشد، طلبه گرسنه میماند و خب کسی به او نمیدهد. آنوقت دیگر قضیه از این باب است. ایشان نظرشان این بود که اگر یک طلبهای بتواند ـ نهاینکه از درسش بزند ـ پولی داشته باشد و کسی برای او کار کند، این کار را انجام بدهد، یعنی نسبت به معاش خودش در مضیقه نباشد و در گرو اهدائی دیگران نباشد.
مذمت فرهنگ فعلی آقایان مراجع نسبت به شهریه دادن به طلاب (ت)
متأسفانه فرهنگ فعلی آقایان مراجع خیلی طلبهها را از آن حریّت و آزادی و از آن مناعت انداخته است و آن روح منیع و عزت نفس انسانی را این کارهایی که اینها میکنند واقعاً پایمال میکند و این بسیار جنایت بزرگی است. این مسئله خیلی جنایت بزرگی است. بهجای اینکه طلبه عزیز النفس باشد و منیع باشد با عزت باشد، روح حریت، آزادی، عفاف و حیاء در او قوّت پیدا بکند، با این امور خسیسه و دَنیّه اینها این روح را میکُشند و ازبین میبرند. خیلی تأثیر دارد!
شخصی نقل میکرد میگفت که من در زمان مرحوم آقای بروجردی دلم نمیآمد که بروم در صف شهریه بایستم. میگفت که ماه بعد ما آمدیم برویم بایستیم دیدم که مشکل است ولی بالأخره ایستادم گرفتم، ماه سوم دیدم برایم راحتتر است. میگفت که ترسیدم که چه شده است که من ماه اول نتوانستم بگیرم اما ماه دوم برایم مشکل بود ولی الآن آسان شده است؟! چه تغییری در من بهوجود آمده که من الآن اینطور هستم؟! میگفت که ترک کردم و به سختی هم بندۀ خدا میگذارند، بعد آنوقت دیگر چیز شد. تازه او در زمان مرحوم آقای بروجردی بود و خلاصه خیلی ایشان اهل رعایت و اینها بود. الآن این وضعی که هست خیلی افتضاح است.
تلمیذ: ...
استاد: بله اگر برای زندگیاش کافی است نه نمیتواند.
اینهمه بلند میشوند درس اخلاق میگویند و حرف میزنند و چه میکنند اما بلند نمیشوند به وضع این طلبهها واقعاً برسند.
تلمیذ: آن زمانها شنیده بودم که شهریه را در همان حجرات میدادند. از آقای صبوری شنیده بودم ایشان در حجرهها شهریه را تقسیم میکردند. پدربزرگ خانم ما میگفت که خود حاج شیخ عبدالکریم دعوتم کرد برای من شهریه فرستاد بعد دو تومان به من شهریه میدادند و خیلی با احترام میدادند الآن اینقدر افتضاح شده است که خیلی بیاحترامی میکنند بعد همینطور پول پارو میکنند چندین بار این قصد را کرده بودم [دیگر نروم] یعنی خیلی شخصیت را خرد میکنند آن زمان باز به این سبک نبود.
استاد: بله. امروزه اینطور است.
تلمیذ: همین شهریه را هم که به فرمایش شما از باب ضرورت است باید با احترام به آدم بدهند.
- . ... وظیفۀ دولت هست که تأمین کند. خمس نصفش برای سادات است، نصف آنهم سهم امام است که امام هم البته در همان مصارفِ در وهلۀ اول سادات باید صرف کند، اگر زائد شد در مصارف دیگر، این دیگر به تشخیص خود امام است. یعنی در وهلۀ اول باید صرف سادات فقیر بشود و بعد از اینکه استیعاب شد بعد صرف در مصارف عمومی دیگر بشود مثل موارد اصلاح و عمران و همان امور کلی مجتمع باید باشد.

