جلسه ۳۴۹
4عجز عقل از تشخیص خصوصیات واجبات
خب برای این جهت بااینکه خود عقل حکم بر وجوب صلاة بهواسطۀ وجود امر میکند اما حکم عقل برای قتل نفس میبینیم که مهمتر است؛ نزد عاقل آیا کسی که نمازش را ترک بکند مستوجبِ عقاب بیشتر است یا کسی که موجب قتل نفس بشود؟! لذا شارع در اینجا آمده خودش عبارتی را آورده که از آن جنبۀ استناد به حکم عقل بالاتر است. منبابمثال در مورد حج خب عقل نمیفهمد که فلسفۀ حج چیست؟! عقل نمیفهمد که حج برای چه تدوین شده است؟! عقل خیال میکند که حج هم مانند صلاة و صوم و زکات است. شارع در اینجا چون مافوق عقل است میآید بالاتر از عقل این حکم را انشاء میکند که «مَن لَم یَحَجَّ یُقالُ لَهُ مُتَّ یهودیاً أو نَصرانیّاً» این مسئلۀ عقل صرفاً به ملاکات و مناطات توجه دارد اما خصوصیات در هر مورد را که نمیتواند تشخیص بدهد و از کار او بر نمیآید. صرفاً میگوید که چون در مورد حج روایت و آیه آمده است باید انجام بدهیم، چون در مورد صلاة فلان است باید صلاة بخوانیم، چون قتل نفس در اینجا موجب اِفساد در جامعه و تعدّی به حقوق غیر است قبیح و حرام است خب این کارها را عقل میکند اما اینکه یک شخص را بهواسطۀ قتل و کشتن از چه نعمتهایی محروم میکند و چه سعادتی را از او سلب میکند، این را که دیگر عقل نمیفهمد، عقل چه میفهمد؟! یااینکه اگر کسی حج انجام ندهد عقل چه میفهمد [که چه چیزهایی را ازدست داده است]؟! عقل میگوید که حج عبارت از رفتن و احرام بستن و چند دور طواف انجام دادن است و همین، تمام شد، این حج شد. اما اینکه چه سرّی در مسئلۀ حج هست این کار عقل نیست، این کار شارع است. التفات کردید قضیه چیست؟! یعنی در مستقلات عقلیه عقل صرفاً میآید و فقط حُسن و قُبح را تعیین میکند اما نسبت به خصوصیات مورد دیگر عقل نمیآید که در اینجا حکم کند، این را شارع بیان میکند.

