جلسه ۳۴۹
6یا در مورد روایت «فإنّ الوُقوفَ عِندَ الشُّبُهاتِ خَیرٌ مِنَ الِاقتِحامِ فی الهَلَكات» بگوییم که این روایت به این مهمی ارشاد به حکم عقل است و مسئلهای نیست. بله، انسان باید در مورد شبهات توقف کند. آیا امام علیهالسّلام با این حِدّت و شدّت یا روایت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که میفرماید:
ألا إنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى و إنَّ حِمَى الله مَحارِمُهُ فَمَن رَتَعَ حَولَ الحِمَى أوشَكَ أن یَقَعَ فیه.1
یک چنین روایتی که از کنار گناه نباید رد شد، انسان در همین گناه میافتد، نمیتوانیم بگوییم که منظور از اینها همان ارشاد به حکم عقل است و مسائل، مسائل اخلاقی است یااینکه در آیات قرآن هم هست که اینها امر به احتیاط در اینجا میشود؛ ﴿وَ لَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَ ٱلۡبَصَرَ وَ ٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسُۡٔولٗا﴾2 یا ﴿إِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيًۡٔا﴾3 در جایی که یقین نداری پایت را نگذار. ظن در جایی که داری فایده ندارد. تمام موارد، موارد احتیاط است. انسان باید احتیاط کند. نهاینکه اینطرف را بخواهد بگیرد و این واقعاً عجیب است! یعنی شما همین مسئلۀ احتیاط را که انسان نسبت به چیزی که علم ندارد نباید ترتیب اثر بدهد، اگر همین مسئله را در کارهای روزمرۀ خودمان انجام بدهیم واقعاً چقدر از مسائل و مشاکلی که برای ما تحقق پیدا میکند ازبین میروند! براساس یک گمان میآییم یک مسئلهای را ترتیب اثر میدهیم، براساس یک خیال میآییم یک پایهای را میریزیم، براساس یک اعتبار میآییم یک زندگی را خراب میکنیم، براساس یک تصور که شاید هست میآییم اصلاً آبروی یکی را میبریم، براساس یک «گمان میکنم» شالودۀ زندگیمان را قرار میدهیم. براساس اینکه اینطور نیست، شاید هست.
واقعاً من سؤال میکنم که اگر بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ به همین مسائل احتیاط عمل میشد؛ همین مسئلۀ «أخوكَ دینُكَ فاحتَط لِدینِك» همین مسئلۀ «قِف عِندَ الشُّبهة فإنّ الوُقوفَ عِندَ الشُّبُهاتِ خَیرٌ مِنَ الِاقتِحامِ فی الهَلَكات» عمل میشد آیا واقعاً این قضایا پیش میآمد؟! جداً اگر به همین یکی عمل میشد [آیا اینطور میشد]؟! فلانی خواب دیده پس یا علی مدد این آقا ولیّ خدا است! فلانی چرتش گرفته در چرتش و بنگ و فلان و این حرفها دیده است که فلان است ...! پس این روایات کجاست؟! پس علم کجاست؟! پس ﴿وَ لَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡم﴾ کجاست؟! آخر اگر یک آدم غریبه بیاید و یقهات را بگیرد و بگوید که آیا تو بر این قضیه علم داری، چه جواب میدهی؟! پس این درسهایی که خواندی ـ ای حیوان ـ کجا رفته است؟! این مطالبی که تو یاد گرفتی کجا رفت؟! با شاید و میگویند و چون فلانی از فلانی تبعیت میکند کار تمام است!
- . عوالي اللئالي، ج 2، ص 83.
ترجمه: «آگاه باشید بهدرستیکه برای هر پادشاهی قُرقگاه و محوطۀ ممنوعی هست و بدانید که محوطۀ ممنوعه و قُرقگاه خداوند چیزهایی است که حرام کرده است. کسی که در اطراف آن قُرقگاه (گوسفندانش را بچراند) بچرخد نزدیک است که در آن وارد شود و دچار شک گردد.» (محقق) - . سوره اسراء (17) آیه 36. امام شناسى، ج 2، ص 125:
«از چيزى كه به او علم و يقين ندارى پيروى مكن! حقاً كه گوش و چشم و دل، همه آنها از پيروى باطل مؤاخذه خواهند شد.» - . سوره یونس (10) آیه 36. امام شناسى، ج 2، ص 125.
«و بهدرستىكه حدس و گمان انسان را از حق بىنياز نمىكند.»
- . عوالي اللئالي، ج 2، ص 83.

