جلسه ۳۵۱
5تلمیذ: تلخ است.
استاد: تلخ است؟! حالا فرض کنید که آب تلخی است! ﴿فَسَۡٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ﴾!1
تلمیذ: حافظ گفته که شراب تلخ میخواهم ...!2
استاد: نه بابا به حافظ نبندید، او هم از شماها یاد گرفته است! خودش نخورده است!
در اینکه یکی از این مایعها خمر نیست شک نداریم اما در اینکه کدام خمر است شک داریم. در شک اوّل بحث این است که نمیدانیم این جنساً خمر است یا نه؟ آنجا قاعدۀ طهارت میآید اما اینجا به مقتضای قاعدۀ اشتغال احتراز از اینها است.
حالا بر مرحوم آخوند اشکال وارد شده است که حتی در مسئلۀ صرف الوجود، اگر شک به شک اتصاف برگردد چرا شما اینجا قائل به احتیاط هستید؟! فرض بر این است که منبابمثال شارع گفته است که از اول طلوع فجر تا هنگام غروب آفتاب کفّ نفس واجب است یا افطار حرام است و شارع مواردی را هم از باب مفطرات ذکر کرده است. در یک جا در صدق یکی از این عناوین شک میکنیم منبابمثال دود غلیظ و بخار غلیظ موجب افطار صوم است. حال یک موردی است که شک داریم این غلظت به همان حدّی است که موجب افطار بشود و موجب ابطال صوم بشود یا نه؟ یعنی شک ما در اینجا شکّ در عنوان است نه شک در اشتباه در مصداق، مصداق اشتباه نشده است بلکه مصداق مشخص است؛ این شیء خارجی به این خصوصیت و هذا دخانٌ، در این بحثی نداریم از آنطرف هم عنوان آمده که دخان و غبار غلیظ در حلق موجب ابطال صوم است. وقتی که ما در اینجا شک بکنیم، در اینجا اگر این را اتیان بکنیم این استصحاب است؛ استصحاب ترک قبل، همانطور که مرحوم آخوند در اینجا اشاره کردند این استصحاب ترک موجب میشود که حکم به صحت صوم که مترتب بر استصحاب ترک است در اینجا جریان و سریان داشته باشد. بله! اگر شک ما در مصداق بود در آنجا حرف است. این کلام مرحوم آخوند در اینجا است.3
- . سوره نحل (16) آیه 43.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 278:
شراب تلخ ميخواهم كه مرد افكن بود زورش *** كه تا يك دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش - . كفاية الأصول، ص 354.

