جلسه ۳۵۱
3حالا صحبت در این است که این امر بر همۀ افراد فرداً فرداً تعلق گرفته است از یک ناحیه و یا نهی بر همۀ افراد منهی فرداً فرداً تعلق گرفته است از ناحیۀ دیگر و بعد به مجموع اینها به لحاظ صرف وجود تعلق گرفته است که این یک مطلب دیگری است که اینجا جای بحث آن نیست. در بحث اوامر و نواهی باید بحث بشود.
اما مسئلهای که در اینجا مرحوم آخوند به آن متذکر شدند و بعضیها مخالفت کردهاند این است که در اینجا مرحوم آخوند قائلاند به اینکه فرد مشکوک را مکلف نباید اتیان کند، چرا؟ چون مقدمۀ علمیه برای برائت از ذمه در اینجا باید حاصل بشود. چون نهی به مسئلۀ صرف الوجود یا صرف الحقیقه تعلق گرفته است و فرق میکند بااینکه نهی تعلق بگیرد به هر فرد فردی و از باب دیگر مسئله از باب اقلّ و اکثر ارتباطی است، نه اقلّ و اکثر غیر ارتباطی.
تعلق نهی در اقلّ و اکثر غیر ارتباطی بر هر فرد بهعنوان نهی مستقل
در باب اقلّ و اکثر غیر ارتباطی نهی بر هر فرد فردی بهعنوان نهی مستقل تعلق میگیرد و یا امر مستقل بهطوری که اگر در موردی انسان شک کند که داخل در منهی است یا مأمورُ به میتواند در آنجا به مقتضای اصل او را از اندراج در تحت امر و نهی خارج کند. ولی در باب اقلّ و اکثر ارتباطی شکّ در آن مورد مشکوک موجب میشود که یقین به برائت ذمه نسبت به آن امر و یا نسبت به آن نهی برای انسان حاصل نشود. لذا در نهیای که به صرف الوجود تعلق میگیرد یا امری که به صرف الوجود تعلق میگیرد اشتغال یقینی در آنجا برائت یقینی را اقتضاء میکند و برائت یقینی در افراد معلوم معنا ندارد. پس باید در افراد مشکوک برائت یقینی حاصل شود و از این باب آن فرد مشکوک باید اتیان بشود. این کلام مرحوم آخوند بود.1
- . كفاية الأصول، ص 353.

