جلسه ۳۵۴
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
کلام مرحوم اصفهانی راجع به تبیین و تعریف تعلق طلب عَلی نحو صرف الوجود
صحبت در کلام مرحوم اصفهانی راجع به تبیین و تعریف تعلق طلب عَلی نحو صرف الوجود بود. بیان ایشان راجع به طلب فعل نسبت به صرف الوجود برایناساس بود که طلب به طبیعت مطلوب و به طبیعت آن مکلفٌ به تعلق میگیرد و با اولین محقِق آن طبیعت و آن وجود، آن طلب ساقط میشود و درمقابل این و نقیض این، صرف العدم یا عدم مطلق یا عدم کلی است.
بیانی را که قوم نسبت به مفاد این نوع از طلب دارند برایناساس بود که مکلف با اتیان به اولین محقق آن طبیعت، اتیان مأمورٌ به را کرده است و دیگر مصلحتی برای محقق دیگر باقی نمیماند و درمقابل این و نقیض این، عدم مطلق و عدم کلی است که درصورت طلب ترک، مکلف موظف است که جمیع افراد طبیعت مأمورٌ به را احتراز کند و با عدم احتراز از یک محقق، آن مفسده را اتیان کرده و نهی اتیان نشده است، این مبنای مشهور بود.
اعتراض مرحوم اصفهانی بر این مبنا به این کیفیت است که در مسئلۀ طلب فعل بر اولین محقِق از وجود، نمیشود مناقض و نقیض این را عدم کلی و عدم مطلق بهحساب آورد زیرا نقیض محقِق اول در طبیعت مأمورُ به بدیل اوست که عبارت از عدم نفس آن محقق وجود است. بنابراین اگر طلب به صرف وجود آن فعل به اولین محقِق و اولین فرد تعلق گرفته است، نقیض آن عبارت از طلب ترک اولین فرد و اولین محقِق آن وجود است. عدم کلی بهعنوان عدم مطلق بدیل برای صرف الوجود و محقِق اول در طبیعت مکلفٌ به و مأمورٌ به نیست.
نفس الوجود یعنی وجود لابشرط عبارت از وجود مقسمی که وجود مقسمی اعم از وجود لابشرط و بشرطشیء و بشرطلا است. بدیل و نقیض آن نفس وجود عدم مطلق است. یک وقتی ما لحاظ وجود میکنیم و منظور ما از این وجود، وجود بشرطشیء است؛ زید به شرط کتابت و زید به شرط عالمیت و زید به شرط شاعریت، أکرم زیداً الکاتب یا أکرم زیداً العالم. در اینجا منظور از این طبیعت و منظور از این زید و طبیعت جزئیه وجود بشرطشیء است.

