اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۴

4
  • تلمیذ: ما رفتیم راهمان ندادند!

  • استاد: پس راهتان ندادند!

  • تلمیذ: شناسنامه می‌خواستند!

  • استاد: خب می‌خواستید کفش پاشنه‌بلند بپوشید!

  • تلمیذ: خانم‌ها کفش پاشنه‌بلند می‌پوشند!

  • استاد: حالا یک روز خانم می‌شوید!

  • پس در اینجا زید بشرط‌لا است یعنی در اینجا باید به شرط عدم صغر ملاحظه شود.

  • قسم دوم زید، زید لابشرط است. مثل پارک که هم صغیر می‌آید و هم کبیر، هم عالم به پارک می‌رود و قدم می‌زند و هم غیر عالم می‌رود و قدم می‌زند، ورود به پارک لابشرط است؛ عمامه‌ای می‌رود اشکال ندارد و بدون عمامه‌ای هم اشکال ندارد.

  • می‌گویند یکی به مجلس عروسی رفته بود و ساز می‌زدند و اینها آمدند برای آقا خاموش کنند، گفته بود که اگر خاموش کنید من مجلس را ترک می‌کنم! لابد می‌دانید که کیست! خب خلاصه آن مجلس، مجلس لابشرط است و هر کسی به هر قسمی رفت، رفت.

  • در اینجا حکم به موضوع خارجی بما هوَ خارجٌ تعلق گرفته است، خب طبیعی است وقتی موضوعی در خارج می‌خواهد تحقق پیدا کند، به لحاظ وجود خارجی مورد نظر حکم واقع می‌شود نه به لحاظ نفس ذات و ذاتیات. یعنی وقتی که در أکرم زیداً مولا حکم را روی زید می‌برد، منظور أکرم زیداً خارجی است. أکرم زیداً خارجی خالی از یکی از این سه قسم نیست؛ یا بشرط‌شیء است یا بشرط‌لا است یا لابشرط قسمی است. حالا آن چیزی که جامع بین همۀ اینها است و جامعی که بشرط‌شیء و بشرط‌لا و لابشرط است و در این سه‌تا جامع است عبارت از ذات و ذاتیات زید است. آن ذات و ذاتیاتی که نمی‌شود موضوع برای حکم قرار بگیرد چون آن ذات و ذاتیات، ذاتیات خارجی نیست و از آن به‌عنوان طبیعت مُهمله یا لابشرط مقسمی تعبیر می‌شود.

  • تحقق لابشرط مقسمی فقط در عالم اعتبارات

  • پس هیچ‌وقت لابشرط مقسمی موضوع برای حکم نیست، آنچه که موضوع برای حکم است لابشرط قسمی است نه لابشرط مقسمی. لابشرط مقسمی فقط در عالم اعتبارات است و فقط در اخذ ذات و ذاتیات است که به‌عنوان جامع در همۀ اقسام ثلاثۀ افراد خودش سریان و جریان دارد. همان‌طوری‌که مثال زدیم الکَلِمةُ إمّا حرفٌ أو فعلٌ أو إسمٌ، این کلمه یک معنای جامعی است که بین افراد خودش قرار دارد حالا آن کلمه عبارت از ما یَخرُجُ مِنَ الفَم؛ صوتٌ یَخرجُ مِن فم الإنسان هذا الصوت و هذا هو الکَلِمة و هذا إمّا اسمٌ أو فعلٌ أو حرف.