اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۴

6
  • در اینجا مسئله به صرف الوجود تعلق نگرفته است، مسئله به وجود طبیعت عَلی أفرادِهِ و عَلی مُشخصاته الخارِجیة تعلق گرفته است. آن وجودی را که قوم از آن تعبیر به صرف الوجود می‌آورند عبارت از آن طلبی است که بر تحقق طبیعت نوعیۀ مأمورٌ به تعلق گرفته است به‌نحوی‌که به‌واسطۀ اتیان به اولین فرد، آن مصلحت ملزمه ساقط می‌شود مانند حج، حج ساقط می‌شود حالا اینکه بعد مستحب است مطلب دیگری است اما شخص می‌تواند اتیان نکند و انجام ندهد. ممکن است مصلحت باشد اما مصلحت، مصلحت ملزمه نیست و بعداً می‌رود انجام می‌دهد. یااینکه به اولین دفعه اتیان می‌کند و بعد دیگر اصلاً به‌طورکلی از او ساقط می‌شود مانند دفن میت؛ وجوب دفن میت هم وجوب عینی است و هم وجوب کفایی است. به چه نحوی؟ به این نحو که این وجوب بر انسان و بر این مکلف تعلق گرفته است البته نه عینی درمقابل کفایی چون کفایی را ممکن است درمقابل عینی بگریم و عینی را درمقابل تخییری بگیریم. وجوب عینی نه وجوب عینی به دفن، وجوب عینی به انسان. البته یک عینی درمقابل کفایی داریم و یک تعیینی درمقابل تخییری داریم، منظور به مکلف است نه به خود دفن، دفن که وجوب عینی دارد. منتها از این نظر که هر کس انجام بدهد آن مصلحت ایفا می‌شود کفایی است و دیگر موردی برای مصلحت باقی نمی‌ماند.

  • وقتی که مولا می‌گوید که دَفِّنوا أمواتکم، الآن طلب به صرف الوجود تعلق گرفته است به نحو اینکه به اولین محقق این مورد، دیگر مصلحت ساقط می‌شود و موضوع هم خارج می‌شود و موضوع دیگر باقی نمی‌ماند. مرده و میت را دفن کردند و دیگر موضوع در اینجا باقی نمی‌ماند. منظور از قوم در اینجا مسئلۀ صرف الوجود است یعنی منظور از قوم عبارت از آن طلبی است که به موضوعی که با اولین محقِق دیگر موضوع منتفی می‌شود تعلق می‌گیرد. بدیل این عبارت از ترک اولین محقِق است. ترک اولین محقق معنا ندارد که بگوییم که اولین محقق ترک بشود؛ «ترک بشود تدفین» معنی ندارد شما در اینجا بگویید که بدیل برای این عدمی است که به این تعلق گرفته است. چرا؟ چون نظر مولا بر اولین محقق نیست، نظر مولا بر نفس طبیعت نوعیه است.