جلسه ۳۵۴
7یک وقت مولا میگوید که باید اولین فرد بیاید و این میت را دفن کند یا در اولین زمان باید دفن شود یا در اولین فرصت باید دفن شود. این عنوان «اول» در زمان، در مکان، در فرصت، در ظرف، در جا و در مکلف هست. یک وقتی مولا این را نمیگوید و میگوید که دَفِّن أمواتک یا دَفِّنوا أمواتکم، طبیعت نوعیه را میخواهد حالا هر کسی این طبیعت نوعیه را انجام داد به مولا مربوط نیست. اولین نفر انجام داد داد، نفر بعد انجام داد داد، در این زمان انجام داد داد و در زمان بعد انجام داد داد، مولا هیچ نظری نه به فرد دارد، نه به مکان دارد، نه به زمان دارد و نه به فرصت دارد. فقط میگوید که دَفِّنوا أمواتکم منتها ما از آن ظهور امر، تعجیل و فور را استفاده میکنیم، این صرف الوجود میشود.
یعنی مولا در اینجا غیر از وجود طبیعت نوعیه چیزی نمیخواهد نهاینکه بگوییم که اولین وجود را میخواهد نه وجود دوم، مولا میخواهد این طبیعت تحقق پیدا کند لازمۀ این مسئله این است که دیگر موضوعی باقی نمیماند و برای افراد محقِق دیگر اصلاً موضوع باقی نمیماند. وقتی که مرده را دفن کردند دیگر موضوع منتفی میشود نهاینکه بشود موضوع باقی باشد تا متعلق برای امر باشد. وقتی که طلب به این نحو مورد نظر مولا باشد نقیض برای این طلب فعل ترک این طبیعت نوعیه علی نحو الإطلاق میشود. ترک طبیعت نوعیه علی نحو الإطلاق در خارج ملازم است با عدم تحقق این طبیعت نوعیه به اولین محقِق، این ملازم است نهاینکه مقصود است، مقصود مولا این نیست. مقصود مولا این است که این طبیعت انجام بگیرد و درمقابلش حرام است که این طبیعت انجام نگیرد، «حرام است این طبیعت انجام نگیرد» یعنی عدم مطلق و عدم کلی بر این مترتب بشود، این اشکال ندارد و بدیل آن است.

