جلسه ۳۵۴
8اشتباهی که به نظر میرسد مرحوم کمپانی در اینجا مرتکب شدهاند این است که این محقِق طبیعت نوعیه را ملحوظ نظر مولا در مقام تکلیف دانستهاند.1 یعنی مولا در مقام تکلیف نظر و عنایتش روی اولین محقق این طبیعت نوعیه است. یک وقت مولا میگوید که اولین فردی که در این مدرسه وارد میشود باید بر این جنازه نماز بخواند بنابراین نقیضِ این میشود که اولین فردی که در مدرسه نیاید یعنی بدیل نفس همان محقِق اول. یک وقت مولا این را نمیگوید، نمیگوید اولین فرد بلکه میگوید که باید بر این جنازه نماز خوانده بشود، دیگر مصلحت منتفی و استیفا میشود. حالا اولین فردی که وارد مدرسه شد شاید نماز نخواند و نفر دوم آمد، باز نظر مولا تأمین است. شاید نفر سوم آمد، باز نظر مولا تأمین است. مولا که نگفته اولین نفر، گفته است که باید به این جنازه نماز خوانده شود، ما هم استفادۀ فور میکنیم. استفادۀ فور به اینجا مربوط نیست استفادۀ فور به این است که کلام مولا نباید تأخیر بیفتد. پس اگر ما دلیل داشته باشیم بر اینکه میشود در صلات بر جنازه بین صبح تا ظهر تأخیر کرد، حالا نفر پنجاهم میآید، باشد نفر پنجاهم بیاید اشکال ندارد، این بهاصطلاح تمرّد نیست.
تلمیذ: ...
استاد: اشکال ایشان را متوجه شدید؟! اشکال ایشان این بود که مشهور میگویند که منظور مولا این است که با اولین فردی که محقِق طبیعت نوعیه است، آن مصلحت استیفا میشود یعنی آن چیزی که مورد نظر مولا است اولین فرد این طبیعت نوعیه است. بر همین اساس مرحوم کمپانی ایراد وارد میکند. مرحوم کمپانی میگوید که وقتی نظر مولا اولین فرد است، بدیل این اولین فرد میشود عدم این فرد نهاینکه عدم کلی. اگر این باشد اشکال مرحوم کمپانی وارد است ولی آنچه که به نظر قاصر ما میرسد این است که مولا اصلاً به اولین فرد یا دومین فرد نظر ندارد، مولا به صرف تحقق طبیعت نوعیه کار دارد یعنی عقل بعد از اتیان به اولین فرد حکم به رفع ذمه میکند و آن مسئله، مسئلۀ عقل است و غیر از آن چیزی است که نظر مولا تعلق بگیرد.
- . نهایة الدّرایة، ج 4، ص 196 ـ 199.

