جلسه ۳۵۴
9بنابراین بدیل تحقق طبیعت نوعیه، عدم تحقق طبیعت نوعیه میشود که همان عدم کلی است، این کلام ایشان است. بعد ایشان وارد بر بحث صرف الوجود میشوند که إنشاءالله برای جلسۀ بعد بیان میکنیم. خسته شدیم! آقایی که بهشتزهرا صحبت میکرد ...، گفت: خسته شدیم!
مرحوم کمپانی واقعاً مرد بسیار دقیقی است و انصافاً خیلی دقت زیادی دارد یعنی وقتی انسان حواشی و تقریرات ایشان را مطالعه میکند، جداً تفوق ایشان بر آخوند مشخص است و اینهم بهخاطر فلسفهاش است، ایشان در فلسفه خیلی فنّان بود.
تلمیذ: حضرت آقا در الله شناسی میفرمایند که آقا سید عبدالعزیز طباطبائی یک بار به ایشان عرض کرده بود که یک شرحی بر تحفة الحکیم مرقوم بفرمایید.1
استاد: بله من آن روز بودم، با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ دیدن آقا سید عبدالعزیز رفتیم. ایشان تحفة الحکیم یا یک کتابی دیگر ـ تحفة الحکیم که چاپ نشده بود، نمیدانم در این شک دارم ـ که الآن در ذهن من نیست. اینطور که به نظرم میرسد ظاهراً کتاب مربوط به میرداماد بوده است نه مربوط به مرحوم اصفهانی، یک کتابی از مرحوم میرداماد که غیر مطبوع بود. ایشان مطرح کرد و گفت ـ عبارتش این بود ـ که آقا این کتاب دست شما را میبوسد که شما بیایید و آن را شرح دهید ایشان خندیدند و فرمودند که من فعلاً مجالی ندارم دارم ...
تلمیذ: چیز دیگری بوده است؟
استاد: شاید چیز دیگری بوده است.
تلمیذ: ایشان تحفة الحکیم را نام میبرند.
استاد: تحفة الحکیم که مطبوع است.
تلمیذ: بله، شرح آن را میگویم. چون شعر است.
استاد: بله شعر است.
تلمیذ: بعد ایشان امیدواری میدهند که إنشاءالله شخصی بعداً میآید، تردید هم دارند.
استاد: شما بیایید شرح دهید، حکیم ... منظور شما هستید.
تلمیذ: تعبیرش یادم نیست مضمون آن این بود. بر مبنای شما اگر روی شرح منظومه بیاید [خیلی خوب است].
استاد: خیلی دیگر کار خراب میشود، همه چیز بههم میریزد!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الله شناسى، ج 2، ص 282، تعلیقه 2.

