اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۵

توضیحات:

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۵۵

6
  • می‌گویند که در نجف طلبه‌‌ای بود ـ قضیه واقعی است ـ که مشکلاتی برای او پیش آمده بود و دائماً سراغ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌رفت و می‌گفت که دستمان به دامنت خلاصه مشکل پیش آمده است! یک روز که حرم رفته بود خلاصه حضرت به او حواله داد و چیز کرد و اینها. ظاهراً یک مورد هست که برای او هم مشکل پیش آمده بود یااینکه خلاصه هرچه بوده متوجه شد که این مسئله و حاجت در اینجا برآورده می‌شود. بیرون و داخل صحن آمدند و بعد خلاصه این طلبه رو کرد به او و گفت که حالا ما تا چه مدتی شما را به نکاح دربیاوریم؟! گفت که اختیار با خود شماست، هرچه می‌خواهی. گفت که حالا ما یک شب شما را متعه کنیم تا بعد خدا بزرگ است. گفت که بسیار خوب. به خانه رفتند و طلبه چادرش را برداشت و دید عجیب است اصلاً به عمرش یک هم‌چنین کسی را ندیده است! خلاصه شبی بود و مصلحت ملزمه در آنجا اتیان شد و صبح که شد، به این خانم رو کرد و گفت که خب حالا دیگر ادامه بدهیم! خانم گفت که نه. هرچه گفت، او گفت که نه! گفت که چرا؟ گفت که بندۀ خدا کلاه سرت رفته است. گفت قضیه چیست؟ او گفت که من ـ طلبه سید بود ـ حاجتی از امیرالمؤمنین می‌خواستم، گفتم نذر می‌کنم اگر حاجت مرا دادی برای یک مرتبه یعنی برای صرف الوجود متعۀ یک طلبه سید می‌شوم، حالا آن یک مرتبه یک شب است، یک ماه است، یک سال است یا یک عمر است آن را دیگر به اختیار تو گذاشتم و الآن یک شب تمام شد! هرچه این بیچاره بالا و پایین رفت گفت که دیگر فایده‌ای ندارد! گاهی اوقات هم قضیه و مسئله این‌طوری است.

  • علیٰ‌کلِّ‌حال در مسئلۀ صرف الوجود مسئله ادامه دارد یعنی آن مصلحت ادامه دارد چون لابشرط شیء و بشرط لا و لابشرط قسمی است؛ نه وحدت در آن لحاظ می‌شود و نه کثرت. اما اگر مطلب به اول وجود بخواهد تحقق پیدا کند این بشرط‌شیء می‌شود. ایراد مرحوم کمپانی به آنها این است که اینکه شما اولین محقق را موجب ازالۀ مصلحت ملزمه می‌دانید، در اینجا با وجود لابشرط قسمی جور درنمی‌آید و با بشرط‌شیء جور درمی‌آید. در لابشرط سریان وجود در تمام اقسام است که خودش هم یکی از اقسام آن بشرط‌شیء و بشرط‌لا و لابشرط است که خودش هم یکی از اقسام است یعنی هم ممکن است با بشرط‌شیء باشد ـ چون لابشرط است و تعیّن در آن نیست ـ و هم ممکن است به شرط عدم وحدت باشد، هم ممکن است اعم از وحدت و عدم وحدت باشد درحالی‌که قوم نظرشان بر این بود که طبیعت نوعیه فقط اولین دفعه در خارج تحقق پیدا می‌کند.

/