جلسه ۳۵۶
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
کیفیت انبعاث طلب
کیفیت انبعاث طلب به قسم اول همانطوری که قبلاً عرض شد تعلق طلب به صرف الوجود بهعنوان وجود ساری در همۀ افراد طبیعت نوعیه است و درمقابلش طلب ترک از همۀ افراد طبیعت نوعیه است که البته راجع به این مسئله باز باید صحبت میشود این یک قسم بود که قبلاً عرض شد.
قسم دوم از اقسام طلب این است که طلب به مجموع وجودات طبیعت واحدۀ خاصّه تعلق بگیرد البته مجموع منحیثهو از حیث جمیع است یعنی لحاظ تعلق طلب به مجموعیت این افراد طبیعت نوعیه است نه به همۀ آنها و به تکتک آنها. پس اگر یک فرد، واحدی از این افراد طبیعت نوعیه را اتیان کند بلکه مجموع را بهعنوان طلب واحد نه طلبی که به طلبهای متعدده منحل بشود، طلب، طلب واحد است به این باید اتیان کند ...، مثلاً یک مدرسهای است که باید همۀ افراد متعدده برای آن درس حاضر بشوند که اگر یک نفر حاضر نشود آن درس مختل میشود، مثل یک ماشینی میماند که همۀ اجزاء محرکۀ آن باید اجتماع پیدا کنند تا ماشین حرکت کند و اگر یک جزئی از اجزاء وجود نداشته باشد طبعاً حرکت مختل است. خب به این نحو ممکن است که مسئله تصویر شود. یااینکه میتوانیم بعضی از عبادات که دارای اجزائی هستند و اخلالِ به یکی از آنها موجب اخلالِ به جمیع است را در اینجا مثال بیاوریم.
خب این در ناحیۀ فعل است اما در ناحیۀ ترک؛ یااینکه ترک تعلق میگیرد به ترک کُلُّ واحدٍ به مجموع این افراد از حیث مفسدۀ واحدهای که در این مجموع منحیثالمجموع هست؛ در مجموع مفسده وجود دارد مانند ترک اکرام زید و عمرو مجتمعاً زیرا این دو لا یَجتَمعان چون باهم عدو هستند و اگر همدیگر را ببینند به جان هم میپرند. پس اگر بخواهیم اینها را در یک شب اکرام کنیم به جان هم میافتند! پس این مفسده در اکرام، مجتمعاً و مجموعاً هست. خب منافات ندارد که انسان بعضی از اینها را اکرام کند؛ زید را تنهایی اکرام بکند و عمرو را تنهایی اکرام بکند. مفسده به اکرام مجتمعاً هست؛ اینکه مجتمعاً باشد. این قسم اول در ناحیۀ ترک بود.

