اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۵۶

0
اصول
اصول

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۶

4
  • بنابراین اطاعت به فرد از افراد طبیعت تعلق گرفته است و نهی هم به فرد از افراد طبیعت تعلق گرفته است، نه‌اینکه طلب، طلب سنخی و انحلالی است همان‌طوری‌که در قسم اول گذشت که در آنجا انحلالی بود.

  • تعریف عام شمولی و بدلی

  • در اینجا بین امر و نهی فرق است؛ در امر ممکن است که طلب طلبِ عام شمولی باشد یا عامِ بدلی باشد یعنی مصلحتی که ملزمه نسبت به ... طبیعت ... عام شمولی همۀ افراد طبیعت را شامل می‌شود، درصورتی‌که تمانعی بین افراد محصِّلات طبیعت نوعیه وجود نداشته باشد. آنچه که طبیعت نوعیه را تحصیل می‌کنند و محقق می‌کنند طبیعت نوعیه را، تمانعی وجود نداشته باشد. دراین‌صورت عام عامِّ شمولی می‌شود مثل همان اطعام هر فقیری که تمانعی بین آن و او نیست.

  • حالا درصورتی‌که تمانع بین افراد وجود داشته باشد این عام، عام بدلی می‌شود فرض کنید که انسان قدرت بر اطعام فقیر واحد را دارد، اطعام یک فقیر با اطعام فقیر دیگر ممانعت می‌کند. چون قدرت بر اطعام یک فقیر هست. دراین‌صورت اطعام واحدٍ مِنَ الفقراء واجب است و این عامّ [بدلی] می‌شود و اگر هرکدام از اینها را اطعام کرد دیگر حکم را اتیان کرده است و معصیت محقق می‌شود به عدم اکرام واحدٍ مِنَ الآحاد وَ فَردٍ مِنَ الأفراد، این در ناحیۀ امر است. بنابراین در اینجا امر متعدد و طلب هم متعدد است.

  • اما در ناحیۀ ترک یااینکه این ترک و نهی منبعث از مفسدۀ در فعل است، یا منبعث از مصلحت در ترک است. اوّلی که منبعث از مفسدۀ در فعل باشد، مفسدۀ در فعل یااینکه تمانعی در افراد نیست یعنی هرکدام از این افراد ممانعت از فرد دیگر نمی‌کند، مانند حرمت اهانت به عالم یا اهانت به مؤمن ـ حالا به مؤمن بگوییم بهتر است به‌جهت اینکه جهتِ ایمان مقدّم است ـ که مفسده‌ای در نفس فعل است، به تعدّد افراد مؤمنین، هیچ‌کدام از اینها ممانعتی از دیگری نمی‌کند؛ یعنی اهانت به یک مؤمن هیچ ارتباطی با اهانت به مؤمن دیگر ندارد. روی این جهت به تعداد اتیان بکُلِّ فردٍ مِن أفراد الطَبیعی یُعَدُّ عاصیاً. هر فردی از افراد این طبیعت باشد این عاصی است. این در اینجا عامّ شمولی می‌شود. یا این است یااینکه مسئله غیر از این است و نهی به عدم ارتکاب امر تعلق می‌گیرد که آن ارتکاب امر یوجِبُ العمیٰ فرض بکنید انسان کاری انجام بدهد که موجب عمیٰ بشود و آن دارای افراد متعدده‌ای است مثلاً تناول کُحُل موجب عمیٰ می‌شود که این کحل افراد عدیده‌ای هم دارد؛ این شیشه، آن شیشه، شیشۀ دیگر و... همین‌طور افراد عدیده‌ای دارد، این در اینجا باز عام شمولی است گرچه تناول احد افراد موجب ازالۀ موضوع می‌شود و نهی از تناول لغو خواهد بود. اما درعین‌حال این قسم هم داخلِ در عام شمولی می‌شود به‌جهت اینکه تناول یک فرد، ممانعتی از تناول فرد دیگری ندارد گرچه موضوع ازبین می‌رود یعنی با اتیان به اولین شیشه دیگر او کور می‌شود و حکم هم ازبین می‌رود ولی درعین‌حال این عام، عامّ شمولی است چون افراد باهم ممانعت ندارند.