جلسه ۳۵۷
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
همانطوریکه در جلسات قبل ذکر شد مرحوم اصفهانی ـ رضوان الله علیه ـ تعلق طلب را به سه قسم تقسیم کرده بودند.
قسم اول در آن جایی است که کَما فَسَّره القوم طلب تعلق به صرف الوجود بگیرد. با بیانی که مرحوم کمپانی داشتند، فرمودند که مقصود و منظور از صرف الوجود در اینجا وجود لابشرط قسمی است یعنی بهعنوان وجود ساری در بین افراد طبیعت واحده مورد لحاظ است بهنحویکه مولا از طلب فعل، نفس آن مورد و مطلوب را تقاضا میکند؛ أینَما وُجِدَت و فی کُلّ زَمانٍ و فی کُلّ مکانٍ تَحَقَقت.
این نفس الفرد بهعنوان وجود ساری که از آن تعبیر به وجود منبسط و فیض مقدس میشود، در بین طبیعت نوعیه مطلوب برای مولا است. درمقابلش تعلقِ طلبِ ترک به نحو سریان عدم مطلق در بین عدم مقید است که آن نفس عدم مطلق بدون لحاظ تقیدی متعلَق برای طلب باشد، این یک قسم است.
قسم دوم و سوم هم عرض شد که فرمودند که قسم دوم، تعلق طلب به طبیعت بهعنوان مجموع الأفراد است نه بهعنوان جمیع الأفراد بنابراین یک طلب است که به مطلوب واحد تعلق گرفته است و مصلحت در فعل به یک امر تعلق میگیرد که عبارت از مجموع است و درمقابلش تعلقِ طلبِ ترک است به ترک الجمیع یعنی این تعلق به ترک کردن مجموع منحیثالمجموع است یااینکه مفسده متعلَق به این اتیان به واحد است.
البته همانطوریکه در آن جلسه عرض شد، در بعضی موارد داعی برای طلب مصلحتِ متعلق بر ترک است یعنی ترک دارای مصلحت است. گاهی از اوقات داعی برای طلب، مفسدۀ متعلَق بر فعل است و اینها باهم فرق میکنند. فرض کنید که خصم و دشمن در یک جا قرار دارد و اگر بر موضع انسان و مسلمین مطّلع بشود خب در اینجا هجوم میکند. در اینجا مفسده متعلق بر فعل مجموع منحیثالمجموع نیست بلکه مفسده در اینجا متعلق بر فعل مجموع بهعنوان کل واحد است نه بهعنوان مجموع واحد؛ یعنی اگر در اینجا یکی از این افراد بیاید و یک صدا بکند، در اینجا مخالفت کرده و در اینجا مخالفت با مجموع شده است. در اینجا مفسدۀ این تصویت1 متعلق به کل فردٍ فردٍ است منتها در بعضی از اوقات مفسده بر ترک مجموع منحیثالمجموع تعلق میگیرد اما بر اتیان بعضی از افراد اشکالی ندارد. در آنجا متعلق مجموع منحیثالمجموع مفسده، داعی برای ترک است.
- . لغتنامه دهخدا: «تصویت: آواز کردن.»

