اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۵۷

0
اصول
اصول

تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه‏ 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة

جلسه ۳۵۷

3
  • تعریف امر انحلالی

  • در قسم سوم که ایشان فرموده‌اند این است که تعلق طلب بر جمیع باشد به‌نحوی‌که خود آن امر یا نهی به تعداد افراد انحلال پیدا کند. یعنی امر، امر واحد است اما به تعداد افرادی که در آنجا هست انحلال پیدا کند. فرض کنید که بر یک فعلی تعلق می‌گیرد مثل دفن و کفن میت که بر تک‌تک افراد مسلمین انحلال پیدا می‌کند منتها اگر یک نفر اتیان کرد، از سایرین ترک می‌شود. یا نهی تعلق می‌گیرد و بعد بر حرمت ترک میت منحل می‌شود یعنی یک مفسده‌ای است که این مفسده متعلق به همه خواهد شد و این را امر انحلالی می‌گویند. این سه صورتی بود که مرحوم کمپانی در تعلق امر و تعلق نهی ذکر کرده‌اند.

  • ایشان می‌فرمایند که حالا منظور از کلام آخوند در اینکه ایشان می‌فرمایند اگر طلب بر یک فردی بر طبیعت فی زمانٍ أو فی مکانٍ تعلق بگیرد، در اینجا به مجرد اتیان به اولین فرد، یُعدُّ عاصیاً،1 در اینجا مرحوم آخوند مقصودشان از این کلام چیست؟ ایشان می‌فرمایند که مقصود از کلام ایشان در اینجا همان جهت صرف الوجود است و قوم وجود لابشرط قسمی که ما بیان کردیم را به صرف الوجود تعبیر آورده‌اند یعنی خود متعلَق طلب یک امر واحدی باشد که این امر واحد در همۀ افراد طبیعت نوعیۀ واحد ساری و جاری باشد به‌نحوی‌که اگر در مورد ترک، فرد واحدی را اتیان کرد این فرد واحد یُعدُّ عاصیاً. این‌طور نیست که طلب تعلق گرفته باشد و به تعداد افراد، طلب متعدد داشته باشیم یا بر مجموع من‌حیث‌المجموع طلب واحد تعلق گرفته باشد. در اینجا منظور از کلام مرحوم آخوند این قسم از وجود است.

  • در این مطلب مرحوم کمپانی مسئله‌ و مطلبی نیست الاّ اینکه در کلام مرحوم آخوند که بحث برائت و جریان برائت را محصور کرده‌اند، مطلبی به نظر می‌رسد. مرحوم آخوند در اینجا فرموده‌اند که اگر طلب، طلب واحد باشد و این طلب واحد متعلِق به امر واحد فی زمانٍ أو فی مکانٍ باشد، مقتضای این طلب در اینجا اجتناب عَن کُلّ فردٍ من أفرادِ الطَبیعَة النوعیة فی هَذا المَکان و فی هَذا الزَّمان است. چرا؟ چون در اینجا طلب، طلب واحد است و مطلوب هم واحد است و به مجرد اتیان یک نفر، این در اینجا مخالفت با امر مولا را کرده است.

    1. كفاية الأصول، ص 353.