جلسه ۳۵۸
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبيه 3: التفصيل في جريان البراءة في الشبهة الموضوعيّة التحريمیة
جلسه ۳۵۸
4فرض کنید که وقتی شما میشنوید که شخصی گفته است که فلان رفیق شما از شهرستان آمده بود و من او را در قم دیدهام، برای شما که علم پیدا نمیشود لَعَلَّ اینکه این شخص شبیه او بوده است و میدانید، وقتی که نفر دوم به شما میگوید، این ظن برای شما قوی میشود که او این را دیده است، وقتی که دیده است شما باید به منزل اطلاع بدهید شام درست کنند همینطوری که او را در خانه نمیبرید، او میخواهد شب به منزل شما بیاید.
ببینید یک وقت فرض کنید که یکی میگوید که دیدهام یا یک بچه میگوید که من فلان شخص را در قم دیدهام، میگوید که حالا شاید اشتباه کرده است یا نکرده است حالا ببینیم چه میشود. فوراً به عیالتان تلفن نمیزنید که شام درست کند که امشب میهمان داریم. موارد فرق میکند. اگر یک نفر بگوید که دیدهام ظن قویتر میشود، نفر دوم میگوید دیگر ظن قوی میشود به حیثی که این ظن ملزِم میشود. نهاینکه در اینجا بگویید که احتیاط رجحان دارد حالا نکردیم هم نکردیم، نه این را نمیگویید، این عرف در اینجا شما را تحریک میکند، شما را بهسمت آن تبعات قضیه انبعاث میکند. مسئله اینطور نیست که همینطور بگویید که احتیاط رجحان دارد یااینکه در مورد احتمالات همین مطلب را میگوییم و نسبت به شیخ و نسبت به مرحوم آخوند مسئله به همین کیفیت است، ما هم میگوییم که در دماء و فروج اگر احتمال، احتمال قوی و شدید باشد در آنجا احتیاط رجحان دارد ولی رجحان، رجحان الزام است نه رجحان استحباب.
بنابراین این مسئلهای که در اینجا مطرح شد معلوم میشود خود قوم هم نسبت به این مسئله متفتن هستند منتها نمیدانند که ریشۀ این رجحان از کجاست؟ ریشۀ این رجحان از عقل است یعنی از استنباطات و استسحانات و قضایای عقلی است، عقل مستقل به این مسئله است که وقتی احتمال و محتمل قوی باشد و امارهای وجود نداشته باشد، تمام اینها همه در مجموعۀ یک معیار و یک میزان قرار میگیرد و آن عبارت از مسئلۀ الزام نسبت به احتیاط و یا عدم الزام است. همینطور که من قبلاً عرض کردم یک وقت شما ظن قوی دارید بر اینکه شاید این قاتل نباشد یا فرض کنید که زنی که الآن هست شاید اُخت الزوجه باشد، اگر در اینجا ظن قوی دارید برائت جاری نمیکنید. چرا برائت جاری نمیکنید؟! فردا گیر میافتید و نسبت به این زن علاقه پیدا میشود و از این زن بچه پیدا میشود، اگر یک بچه و دو بچه از این زن پیدا شد و بعد مشخص شد که اخت الزوجه است، خب باید این زن را ترک کنید یعنی در اینجا کشف بطلان عقد میشود. خب در این موقع یک آدم عاقل ازدواجی میکند که بعد دو یا سه یا چهار سال کشف خلاف بشود و او را ترک کند؟! یا یک آدم عاقل یک شخص را اعدام میکند؟! یعنی از نظر ظاهر ادله حکایت از قتل میکند ولی خود این شخص بهواسطۀ قرائنی ظنّ به عدم عمد نسبت به این قتل دارد، آیا آدم عاقل بهواسطۀ این قضیه این قتل را انجام میدهد؟! انجام نمیدهد چون عقلاً او را مذمت میکنند که چرا بهواسطۀ ظن این قتل را انجام دادی؟! با اینکه دوتا شاهد نسبت به این قضیه شهادت دادهاند؛ دوتا شاهد شهادت دادهاند بر اینکه ما با چشم خود به رأیالعین دیدهایم که این شخص شخصی را به قتل رسانده است ولی شما ظن دارید بر اینکه عمد نبوده است. شما ظن دارید؛ خودش گفته است یا قرینه گفته است یا شما از یک راهی متوجه شدهاید، در اینجا نمیشود او را به قتل برسانید. چرا؟! بهخاطر اینکه در اینجا «الحُدود تُدرَؤ بالشُّبَهات»1 داریم. آخر بنا بر مبنای مرحوم شیخ باید این را اعدام کرد، باید بگویید که حسن احتیاط است، حسن احتیاط الزامی نیست پس در اینجا باید او را اعدام کنید.
- . من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:
«قال رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم: ادرَءوا الحُدودَ بالشُّبُهاتِ و لا شَفاعَةَ و لا كَفالَةَ و لا یَمینَ فی حَدٍّ.»
ترجمه: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حدود را با شبهات دفع كنيد، و شفاعت و و كفالت و سوگند در حدّ وجود ندارد.» (محقق)
- . من لا یحضره الفقیه، ج 4، كِتابُ الحُدودِ، بابُ نَوادِرِ الحُدودِ، ص ۷4، ح 5146:

