جلسه ۳۵۹
توضیحات:
فوائد ونکتهّای استاد: علوم حوزوی در عصر ظهور
جلسه ۳۵۹
10من یادم میآید در زمان سابق و زمان طفولیتم ـ این مسئله را هم در همین جلسۀ چیز میگفتم منتها اسم نبردم ـ یک وکیل و نویسنده به نام محمد حجازی بود که نویسندۀ خیلی زبردستی بود. میگفتند که او قتل عمد را به غیر عمد تبدیل میکند و بعد هم طرف را تبرئه میکند! یعنی با تسلط بر حقوق و با تسلط بر قوانین به یک قسم و کیفیتی تکلم میکند که اولاً میگوید که طرف طبق این دلیل و طبق فلان قانون عمد نداشته است و بعد هم تبرئهاش میکند! دیگر هرچه بیشتر پول بگیرد، بیشتر این زوایای مطلب [را توسعه میدهد]!
فقیه کسی است که به قوانین و روایات و به احکام بهعنوان یک مدارک خشک نگاه نکند که خلاصه لا یُرَدُّ و لا یُبَدَّل باشد، باید همۀ احکام را با یک دید بازتری نگاه کند. نمیخواهم بگویم که انسان از مبانی دست بردارد ولی آنچه را که ما أنزل الله است، همان را بفهمد. دست از مبانی برداشتن به این معناست که انسان به یک مسئلهای میرسد و وقتی که رسید، وقتی که میبیند با مصالح و مقتضیات مخالف است آن مبنا را کنار میگذارد! ما اینطور نمیگوییم، ما میگوییم که انسان واقعاً درست به آن مبنا برسد حالا چه مبنا مبنای زمان رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم باشد یا در این زمان باشد تفاوتی نمیکند.
یک آدم باید چقدر نفهم باشد؟! از امام سؤال میکنند که اینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شرط کردند که اهل کتاب تا سه روز لشکر اسلام را میهمان کنند و غذا به ایشان بدهند، قضیه چیست؟! حضرت میفرمایند: «الحُبوب».1 حبوبات، نان، گندم و آش. حالا آقا فتوا داده است که مقصود حبوب است و حبوب هم که نجس نیست. عدس خشک که نمیدهند بخورند، آخر دیوانه! این عدس را میپزند و نخود خشک را که در دهان لشکر اسلام نمیکنند! آن را میپزند! [میگوید که] با این پختن دستشان تماس پیدا میکند؛ با این آب تماس پیدا میکند و با ظرف تماس پیدا میکند! فکر کرده است که مثل خودش خشک خشک میخورند! این را میپزند و میدهند! همین [روایت] یکی از ادلۀ بر طهارت اهل کتاب است. میگوید که این حبوب نجس نیست. با بیل که گندم را در دهانش نمیریزند! با دستش میپزد و فلان میکند و در تنور میگذارد تا بپزد، بعد میگوید که بفرمایید میل کنید. [میگوید که] خب این نجس است! التفات میکنید؟!
- . الكافي، ج 6، بابُ طَعامِ أهلِ الذِّمَّةِ و مُؤاكَلَتِهِم و آنیَتِهِم، ص 263.

