جلسه ۳۵۹
4او این را گفته و او آن را گفته و فلان کرده است! و یُؤیدهُ این و یخالِفُهُ آن و تمام! اصل اولی برای یک فقیه مراجعۀ به کتاب و سنت است و بس! یعنی تا الآن اصلاً نه فقیهی آمده و نه کسی فتوا داده است، ما باید اینطوری با روایات برخورد کنیم. [انگار که] هزار و چهار صد سال شیخی نیامده و هر کسی آمده هم برای خودش آمده است، به من چه مربوط است؟!
خدا شیخ حر عاملی را رحمت کند و پدرش را بیامرزد! روایات را جمع کرده و یک شدرسنایی1 در این روایات آورده است و به هر مجردی [گفته است که] و یُحملُ عَلی التَقیة! یُحملُ علی التقیة یعنی چه؟! در روایت جای تقیه نیست.
امام رضا علیهالسّلام کنیزک و جاریۀ نصرانی داشتند و میفرمایند که «و تَخدمُهُ»2 میگوید که یَحملُ عَلی التَقیة!3 تقیه یعنی چه؟! جناب بزرگوار اصلاً کیفیت لسان و بیان امام را نمیفهمد! دارد به این راوی میگوید که چه اشکالی دارد؟! این خدمت میکند و دستش را هم میشوید! خب امام علیهالسّلام میتواند بگوید که من چارهای ندارم یا میتواند یکطور دیگری بیان کند و یا میتواند بگوید ...، چه عرض کنم، میگوید که چه اشکالی دارد این دارد کارش را انجام میدهد و فقط دستش را میشوید، آخر تو برای چه میگویی که یَحملُ عَلی التَقیة؟! بعداً یکی دیگر از فقها میگوید که این دلیل نمیشود بالأخره امام مجبور بوده است!4 چه کسی او را مجبور کرده است؟! تو آخر از کجا میگویی که مأمون [امام را به این کار مجبور کرده است]؟! از کجا میگویی؟! چطور شد وقتی که برای امام یک جاریه فرستاد حضرت فرمودند که از ما دیگر گذشته است برای خودت باشد؟! میخواست امام را جلوی بقیه خراب کند! یکی از آن خوشگلهایش را هم انتخاب کرد ـ اللهمَّ ارزقنا! ـ و به منزل حضرت فرستاد و حضرت فرمود که از ما گذشته و ریش ما سفید شده است، این دیگر برای خودت باشد!5
- . مطلع انوار، ج 2، ص 318:
حضرت آقا ـ روحى فداه ـ راجع به مذمّت دخالت كردن در كلمات بزرگان و تغيير و تبديل دادن مطالبى بيان فرمودند و سپس در ضمن، حكايتى نقل كردند؛ فرمودند:
مردى بود بسيار خوش خط و خوش سليقه، شغلش كتابت بود و مردم بدو مراجعه نموده براى آنها كتاب مىنوشت و بسيارى از اوقات قرآن مىنوشت، لكن يك عيب بزرگ داشت و او آنكه از نزد خود تصرّفات بیجا مىكرد و بعضى از مطالب را تغيير مىداد.
روزى يكى از بزرگان شهر نزد او آمده گفت: مىخواهم براى من قرآن بنويسى در نهايت ظرافت و حسن خط و حسن سليقه و هرچه پول بخواهى مىدهم، لكن به شرط آنكه ابداً در آن تصرّفى نكنى! آن مرد قبول نموده قرآن را نوشته و به اتمام رسانيد.
چون آن بزرگ نزد او آمد گفت: قرآن را نوشتى؟ گفت: بلى نوشتم. گفت: با همان شرط كه نموده بودم؟ گفت: بلى هيچ تصرفى نكردم و تغييرى ندادم جز سه موضع كه ديدم نمىتوانم صبر نموده و تغييرى ندهم كه ابداً لايق مقام قرآن نيست. گفت: بگو ببينم آن سه موضع كدام است؟
گفت: چون رسيدم به ﴿شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا﴾* گفتم كه: در قرآن غلط نيست و حتماً اين اشتباه نوشته شده است، او را درست نموده «شَدُرُسنا» نوشتم.
دوم: چون رسيدم به آيۀ ﴿وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾** با خود گفتم كه موسى خر نداشت و اين اشتباه است، نوشتم: «و خر عیسى ضعیفاً.»
سوم: چون رسيدم به آيۀ ﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾ *** گفتم:
نام فرج قبيح است كه در قرآن باشد، نوشتم: «الّتى أحصَنَت اونجاها.»
*. سوره فتح (48) آيه 11.
**. سوره أعراف (7) آيه 143.
***. سوره تحريم (66) آيه 12. - . تهذیب الأحکام، ج 6، كتابُ المَكاسِبِ، باب 93، ص ۳۸5، ح 264:
«عَنهُ [ابراهیم ابن أبیمحمود] قالَ: قُلتُ لِلرِّضا علیهِ السَّلامُ الجاریَةُ النَّصرانیَّةُ تَخدُمُكَ و أنتَ تَعلَمُ أنَّها نَصرانیَّةٌ و لا تَتَوَضَّأُ و لا تَغتَسِلُ مِن جَنابَةٍ قالَ: لا بَأسَ تَغسِلُ یَدَیها.» رساله طهارت انسان، ص 81:
«ابراهيم بن أبىمحمود مىگويد: به امام رضا عليهالسّلام عرض كردم: كنيز نصرانى به شما خدمت مىكند و شما نيز مىدانيد كه او نصرانى است، وضو نمىگيرد و غسل جنابت نيز نمىكند؟! حضرت فرمودند: ”اشكالى ندارد؛ دستانش را مىشويد.“» (محقق) - . وسائل الشیعة، ج ۳، أبوابُ النَّجاساتِ وَ الأوانی وَ الجُلودِ، 14 ـ بابُ نَجاسَةِ الكافِرِ وَ لَو ذِمّیّاً وَ لَو ناصِبیّاً، ص 4۲۲.
- . مهذب الاحکام، ج 1، ص 364.
- . عيون الأخبار، ج ۲، باب 43ـ ذكر ما أنشد الرضا علیه السّلام المأمون من الشعر...، ص ۱۷۸، با قدری اختلاف.
- . مطلع انوار، ج 2، ص 318:

