جلسه ۳۶۰
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبیه 4: کیفیة الاحتیاط فی الشبهات الوجوبیة
جلسه ۳۶۰
9بنابراین اسقاط آن تکلیف وقتی میسّر خواهد شد که ما زید را در اینجا اکرام کنیم، اینجا جای احتیاط میشود این همان مطلبی است که ما إنشاءالله این مطلب را در آخر بحث برائت و اشتغال مطرح میکنیم.
وقتی که تکلیف منجّز باشد انسان احتمال برای دخالت امر دیگری را در این تکلیف بدهد در آنجا مقتضای اشتغال این است که رعایت احتیاط را بکند و آن موردی را که میداند قطعاً با آن مورد برائت ذمّه میشود را اتیان کند.
خودشان حدیث رفع و حدیث سعه و حدیث حجب را بیان کردهاند اما نفهمیدهاند که منظور شارع از این حدیث سعه و رفع چیست؟ خیال کردهاند حدیث سعه در آن جایی میتواند موجب برائت بشود که در آنجا منّت باشد بعد بهحساب خودشان گفتهاند که چون در اینجا منّت نیست، پس حدیث سعه در اینجا نیست. اما متوجه این قضیه نشدهاند که حدیث سعه و حدیث رفع اصلاً یک اصل را در اینجا تأسیس میکنند و در هر جایی که نمیدانی، توسعه است. حالا از شانس تو در اینجا فرض بکنید که موجب توسعه نشد، حدیث سعه یک اصل را میآید ایجاد میکند آن اصل، برائت است. در هر جایی که نمیدانید برائت جاری کنید، مختار هستید. حالا نه اتفاقاً در اینجا با وجودی که ما نمیدانیم، اگر بخواهیم برائت را جاری کنیم از نظر چیز در مضیقه میافتیم. فرض کنید که از اول امر منحصر در دوتا باشد چهکار میکنید؟! هیچ اصلاً متوجه این قضیه نیستید که این حدیث حجب، سعه، رفع و سایر ادلۀ برائت در مقام تأسیس یک اصل کلی هستند و آن عدم تعلق حکم به فعل مشکوک است. تمام شد. حالا این تعلق به فعل مشکوک ناشی از منّت است. بسیار خوب! اینکه شارع گفته است که این قسم داخل در تحت حکم نیست خود همین منّت است یعنی امر به سه چیز تعلق نگرفته است بلکه به دو چیز تعلق گرفته است. ذمّۀ تو نسبت به امر ثالث بری است. واقعاً آدم تعجب میکند! اصلاً اصل و ریشۀ این ادله و لِمّ مسئله را درنیافتند، پنجاه سال مدام میگویند: حدیث رفع! برائت! خودشان نمیفهمند چه دارند میگویند! با آن استدلال میکنند اما نمیدانند این استدلال چه ریشهای دارد؟! چرا شارع گفته است؟! چه عللی موجب بهوجود آمدن این اصل شده است؟!

